معاويه : حمد و ثنا مر خدا راست . نخستين دليل حماقت و كم شكيبائى تو اينست كه سخن مردى شريف و با شخصيت و سرور قوم خود را قطع كردى ، سپس در بارهء چيزى كه به آن علم ندارى عتاب كردى ، اى اعرابى اوباش ، در همهء حرفهائى كه زدى دروغ گفتى و پستى نشان دادى . برگرديد از نزد من ، ميان من و شما فقط شمشير حكم خواهد كرد » ( 1 ) . براى يك انسان محقق همين سخنانى كه ميان فرستادگان امير المؤمنين عليه السلام و معاويه مطرح شده است كافى است كه ماهيت معاويه و خواستههاى پليد و شيطانى او را آشكار نمايد . خلاصهء اين گفتگو را در مطالب زير مورد توجه قرار مىدهيم :
تحليلى مختصر در مورد ادعاها و استدلالهاى طرفين
1 - در سخنان ابو عمرو چيزى جز حقيقت وجود ندارد . او نخست معاويه را به فناى عمر و بازگشت نهائى كه سراى آخرت و مشاهدهء نتايج كردار و گفتار است ، توجه داد . آيا معاويه اين سخن را نفهميد ، يا فهميد و به اين سخن اعتقاد نداشت چه كسى است كه بگويد : معاويه اين سخن را نفهميد ، در صورتى كه شبانه روز امثال اين مطالب را به زبان مىآورد و مىگفت و مىشنيد . پس قطعا معاويه اين مطالب را مىفهميد ، ولى همانطور كه امير المؤمنين بارها با صراحت و كنايه فرمودهاند ، او ايمان و اعتقاد به اين حقايق نداشت . بنا بر اين ، راهى ديگر براى مقاومت معاويه در برابر اين حقايق جز فرياد وا اسلاما زدن دروغين كه همان سنت سياستمدارى ضد انسانى است ، نمانده بود ، همان سنت ديرينه كه همواره حيات فردى و اجتماعى انسانها را مختل ساخته است .
2 - سخن دوم ابو عمرو اين بود كه اى معاويه اجتماع امت اسلامى را متفرق مساز و ميان اين امت خونريزى به راه مينداز يعنى اگر تو يك ادعاى حقوقى دارى و واقعا براى تو چنين ادعائى مشروع و جايز است ، احتياج
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 4 ص 13 و 14 و 15 .