تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
اين موقعيتى كه پيش گرفته اى چه شكست بخورى و چه پيروز شوى ، رو به سقوط خواهى رفت ، اگر شكست بخورى پستترين و پليدترين فرد نژاد عرب خواهى بود و اگر پيروز شوى آتش الهى در انتظار تست . 6 - معاويه پس از حمد و ثناى خداوندى : نخست شبث بن ربعى را به حماقت منسوب مىسازد . اين ضربه زدن به شخصيت طرف در آغاز گفتار هم يكى از مؤثرترين وسايل بازى مكاران و سياستمداران حرفه اى است كه براى دست و پاچه كردن طرف با كمال مهارت به كار مىبرند . سپس شبث را به نادانى منسوب مىسازد و مىگويد : تو نمىدانى . مثل اين كه شبث از بيابانهاى دور دست از اجتماعات آمده بود ، در صورتى كه يكى از سه نفر مطلع از تمامى قضايا بود كه امير المؤمنين ( ع ) بسوى معاويه فرستاده بود . و آنگهى مگر آنچه را كه شبث گفت ، عين حقيقت نبود اگر او واقعا از داستان عثمان بى خبر بود ، چرا معاويه حد اقل يك جمله براى اثبات حقانيت خود و بعنوان پرده برداشتن از حقيقتى كه شبث آن را نمىدانست ، مطرح نكرد بار ديگر معاويه از حرفهء خود بهره بردارى نموده فحش و دشنام نثار شبث مىنمايد : اى اعرابى جلف ( اوباش ) تو دروغ گفتى و پستى نشان دادى آن گاه نوبت تهديد مىرسد و معاويه مىگويد : برگرديد و ميان من و شما جز شمشير چيزى حكم نخواهد كرد . اين بود منطق معاويه كه ملاحظه كرديد . جاى حيف و تأسف است كه اين انسان معكوس بقول امير المؤمنين وقت قاصدان را مىگيرد و كاغذها باطل مىكند و تفكرات فراوانى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 169 | محمد تقي جعفري