تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
معاويه : چه مىخواهى بگوئى ابو عمرو : ترا به تقواى پروردگارت و پاسخ مثبت به پسر عمويت [ ابو عمرو ] در پذيرش حق كه ترا بسوى آن مىخواند ، دعوت ميكنم ، زيرا اين پذيرش براى دين تو و عاقبت كار تو سالمتر و بهتر است . معاويه : آيا بگذارم خون عثمان هدر برود نه سوگند به خدا ، هرگز چنين كارى را نخواهم كرد . در اين موقع سعيد بن قيس خواست سخنى بگويد ، شبث بن ربعى سبقت بر او گرفته و پس از حمد و ثناى خداوندى گفت : اى معاويه ، من اعتراض ترا بر ابو عمرو فهميدم . غرض و هدف تو براى ما پوشيده نيست . تو براى گمراه كردن مردم و به خود جلب كردن و مطيع ساختن آنان چيزى پيدا نكرده اى ، لذا بهانه اى كه در اين غرض ورزى بدست گرفته اى ، اينست كه به آنان تلقين كنى كه پيشواى شما مظلوم كشته شده است ، بيائيد به خونخواهى او برخيزيم اين ياوه گوئى ترا مردمى احمق و پست و رذل باور كرده و به راه افتاده‌اند . ما كاملا مىدانيم كه تو مىتوانستى بكمك عثمان بشتابى ، ولى تو تأخير كردى و قتل او را براى بدست آوردن اين موقعيت دوست داشتى و مىخواستى . و چه بسا كسى كه در طلب و جستجوى هدفى باشد و خداوند ما بين او و هدفش مانع بوجود مىآورد و گاهى آرزو كننده به آرزوى خود مىرسد و گاهى از رسيدن به آرزويش محروم مىماند و سوگند به خدا ، تو چه به آرزوى خود برسى و چه بآرزوى خود نرسى هيچ يك براى تو خيرى نخواهد داشت . سوگند به خدا ، اگر از آنچه كه مىخواهى ، محروم شوى ، قطعا پليدترين عرب خواهى بود و اگر آنچه را كه جستجو ميكنى بدست بياورى [ يقين بدان ] كه بدون شايستگى براى سقوط در آتش به هدف خود نائل نخواهى گشت . از خدا بترس اى معاويه ، و اين وضعى را كه پيش گرفته اى رها كن و با كسى كه شايستهء امرى است ، در آن امر جنگ و جدال مكن .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 165 | محمد تقي جعفري