با اين وصف چرا على ( ع ) گاهى در شروع جنگ و حمله به آن مكار ستمگر تأخير مىورزيد پاسخ اين سؤال را خود آن حضرت در جملات مورد تفسير به صراحت بيان فرموده است كه حاصل آن علاقهء شديد آن دادگر فوق دادگران به هدايت و ارشاد فريب خوردگان بوده است .
شمشير بازى و زور آزمائى و ببازى گرفتن جان آدميان نه تنها در هدف « حيات معقول » فرزند ابي طالب نبوده است ، بلكه آن بزرگ بزرگان بازيهاى مزبور را ضد هدف « حيات معقول » مىدانست . منطق امير المؤمنين ( ع ) بر مبناى حيات انسانها تكيه ميكرد ، زيرا حياتست كه منشأ آثار و توليد كنندهء نتايج مطلوب هدف جهان هستى است نه مرگ و نابودى . به همين جهت بود كه اين حيات شناس آشنا با جانهاى انسانى هرگز در حمله و هجوم شتابزدگى نداشت و از شروع بجنگ با ناكثين و مارقين و قاسطين جدا اجتناب نموده و بارها با آنان به گفتگو و احتجاج مىپرداخت و باصطلاح معروف اتمام حجت ميكرد . در آن هنگام هم كه اقدام به جنگ ضرورى مىنمود ، فرمان حمله را براى بعد از ظهر و نزديكىهاى تاريكى صادر مىفرمود . وقتى كه فرماندهان علت تأخير فرمان حمله را از آن پيشوا و رهبر جانهاى آدميان مىپرسيدند ، چنين پاسخ مىداد كه ساعات عصر به شب نزديك است ، بگذاريد تاريكى فرا رسد ، تا آنان كه مىخواهند در ميدان جنگ حاضر شوند و هنوز در راهند ، وارد ميدان نشوند ، يعنى به مرز زندگى و مرگ نرسند و آنان كه زخم خوردهاند ، از تاريكى استفاده كرده زندگى خود را نجات بدهند . و از طرف ديگر هر اندازه كه سپاهيان به شب نزديكتر ميشوند ، سستتر مىگردند و از حالت جوش و خروش و پرخاش آنان كاسته مىشود و درهاى رحمت الهى بر خاك نشينان باز مىگردد . بدين ترتيب شمارهء كشته شدگان تقليل مىيابد . اينست منطق امير المؤمنين كه منطق حيات و جان انسانها است . اما جريان گفتگو و اتمام حجت لازم كه در صفين موجب تأخير در صادر كردن فرمان حمله به سپاهيان معاويه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٢