چون سبب نبود چه ره جويد مريد
پس سبب در راه مىآيد پديد
تعبير بسيار عالى است كه مولوى براى بيان حكمت عاليهء علت و معلول در جريان طبيعت ، مىآورد ، خلاصهء اين تعبير اينست كه تسلسل علل و معلولات در جريان طبيعت و فاصلههاى كم و بيش ميان موقعيتهاى انسانى و هدفهائى كه بايد به آنها برسد ، براى جستجو و كوشش و تلاش مىباشد :
اين تقاضاهاى كار از بهر آن
شد موكل تا شود سرت عيان
در اول مبحث دو نوع پرده و حجاب را متذكر شديم كه مانع دريافت بديهى خداوندى مىگردند : نوع يكم - حجاب عملى كه عبارتست از خود خواهىها و شهوت - پرستىها و تعدى از اصول و قوانين سازندهء انسانى .
نوع دوم - حجاب علمى كه عبارتست از برداشتهاى علمى معمولى از جهانى كه در ديدگاه بشرى قرار گرفته است و چنان كه گفتيم : اساسىترين حجابها برداشت مطلق گرايانه از قانون عليت است كه ذهن معمولى آن را با مفاهيم مطلق اشباع مىكند و حس مطلقگرايى خود را در شناخت اصول و مبادى كلى هستى خفه و خنثى مىنمايد .
با اين حال ، يعنى با اين كه دو پردهء عملى و علمى جلو ديدگان انسانى را گرفته و نمىگذارند كه واقعيتها براى انسان قابل ديدن باشند ، تسلط تاريكى مطلق بر اعماق قلب آدمى بسيار بندرت اتفاق مىافتد . و بقول بعضى از انسان - شناسان تباهى مطلق قلب آدم و ابتلاى آن به نابينائى مطلق يك پديدهء ساده اى نيست ، بلكه براى سقوط قلب در نابينائى مطلق مبارزه با همهء هستى و سقوط از مرتفعترين قلهء هستى به پستترين نقطهء آن لازم است .
لذا قاطعانه بايد گفت : انكار خدا و ناديده گرفتن اين موجود آشكار اغلب ناشى از اشتباه در تطبيقها و اصطلاح پرستىها و لجاجتهاى سطحى و خود خواهىهاى بىاساس است كه قدرت نفوذ به اعماق دلهاى آدميان ندارند .