قانون عليت را بعنوان يك جريان مستمر در صدور اشياء از يكديگر در پهنهء روبنائى تلقى كنيم و براى تفسير نهائى آن ، ارتباط ميان آن جريان و فيض مستمر الهى را در نظر بگيريم ، رنگ مطلق به « عليت » مىزنيم و وقتى كه مىخواهيم به بررسى ابعاد ديگر مسئله بپردازيم ، گيج و متحير مىشويم و مىگوئيم :
از سبب سازيش من سودائيم
و ز سبب سوزيش سوفسطائيم
با تولد دوم گام بر ما فوق « عليت » معمولى مىگذاريم
با همهء اين مسائل تا آدمى به تولد دوم نائل نشود ، يعنى آگاهىها و رشد او به « حيات معقول » توفيق نيابد ، نه تنها قدرت بر طرف كردن حجاب به ظاهر علمى قوانين حاكمه بر طبيعت را نخواهد داشت ، بلكه آن قوانين بمنزلهء عينكى دائمى كه بر چشمانش زده است ، نخواهد گذاشت چيزى ما فوق آنچه را كه با عينك مزبور مىبيند ، مشاهده كند :
چون دوم بار آدميزاده بزاد
پاى خود بر فرق علتها نهاد
براى ديدار آن سبب اعلى و آن فياض مطلق :
ديده اى بايد سبب سوراخ كن
تا سبب را بر كند از بيخ و بن
صاحبان اين ديدار :
سرمهء توحيد از كحال حال
يافته رسته زعلت و اعتلال
اگر بخواهيد قانون عليت را چنان تعميم بدهيد كه حتى بوسيلهء اين قانون ، به خدا هم تكليف معين كنيد حتما اين مشكلات بر سر شما فرو خواهد ريخت كه خداوند چگونه بىسابقه و علل مادى و صورى جهان هستى را بوجود آورده است مسئلهء ابداع و انشاء مستمر چگونه حل مىشود فيض وجود بدون استعداد بر اشياء چه معنى دارد معجزات را چگونه بايد تفسير كرد
بلكه بىاسباب بيرون زين حكم
آب رويانيد تكوين از عدم