صد هزاران معجزات انبياء
كان نگنجد در ضمير و عقل ما
نيست از اسباب تصريف خداست
نيستها را قابليت از كجاست
قابلى گر شرط فعل حق بدى
هيچ معدومى به هستى نامدى
جريان قانون « عليت » براى تكاپو است
حركت و تكاپوى بشرى كه عامل به فعليت رسيدن استعدادها و نهادهاى با ارزش او است همراه با مقدارى از پديدهها و جريانات حيات به خوبى نشان مىدهد كه مسئلهء تكاپو و تلاش در زندگى بشرى يك اصل داراى اهميت حياتى است .
از آن جمله : حصول تدريجى معلومات و تجارب است كه هيچ كس از مادر ، عالم متولد نمىشود و بايد در اين دنيا علم را با كوشش و تكاپو بدست بياورد . هر گونه امتياز قابل توجه كه بتوان آن را به خود انسان مستند ساخت ، نه به عوامل جبرى [ كه ممكن است امتيازاتى را براى انسان بچسباند ] ، يعنى همهء امتيازات اختيارى احتياج به كار و كوشش دارد . وقتى كه از روى آگاهى همه جانبه به متن جريان خلقت مىنگريم ، مىبينيم كه خود اين جريان بزرگ هم كه بشر بايد وضع زندگى خود را با آن تطبيق بدهد ، بطورى صورت مىگيرد كه به هدفها و وسائل تقسيم مىگردد و آن هدفها با فاصله هايى كم و زياد انسان را وادار به تلاش و تكاپو ميكنند بعنوان مثال : براى رسيدن به يك محصول زراعى مجبور است روزها بلكه ماهها تلاش كند تا آن محصول را بدست بياورد . در امتداد اين روزها و ماهها علل و معلولاتى قرار گرفته است كه براى تحقق بخشيدن به آنها مجبور مىشود تلاش كند ، مثلا براى نمو آن زراعت كه تدريجا صورت خواهد گرفت ، بايد آبيارى كند و دفع آفات نمايد ، تا به آن محصول كه هدفگيرى شده است ، برسد :
ليك اغلب بر سبب راند نفاذ
تا بداند طالبى جستن مراذ
( 1 )
هامش
( 1 ) مقصود از مراذ همان مراد است كه براى تطابق با نفاذ با ذال آورده است .