محسوسات عينى بالاتر مىباشند . درست دقت بفرمائيد : ذهنهاى ابتدائى از درك زيبائى و عدالت و حقيقت و آزادى و كمال و تعهد برين ، چيزى جز نمودهاى مجسمى از اين حقايق كه محسوس و جزئى مىباشند در نمىيابند . در صورتى كه واقعيت اين حقايق در ذهنها و تعقلهاى رشد يافته داراى واقعيتهاى بيرون از ذهن و ساختههاى آن مىباشند . و بهترين دليل واقعيت اين حقايق هدف قرار گرفتن آنها است كه شديدترين اشتياقها و عشقها را بوجود آورده و عوامل پيشرفت بشرى را ايجاد كردهاند . يك انسان تكاپوگر در تحقق بخشيدن به زيبائى و شناخت همه جانبهء زيبائى به شناخت و بوجود آوردن يك دسته گل زيبا قناعت نمىورزد هرگز يك انسان عاشق شناخت و تحقق بخشيدن به عدالت به رابطهء عادلانه ميان دو شخص معين اكتفاء نمىكند .
همچنين ذهنها و تعقلهاى رشد يافته با توجه به قوانين حاكمه در طبيعت ، بدون قناعت به جريانات محسوس طبيعت كه هر لحظه در تغير و دگرگونى است ، شناخت ثابتها و بهره بردارى از آنها را بعنوان واقعيتهاى بيرون از ذات خود ، هدف اصلى قرار داده و عمل ميكنند . در صورتى كه براى اذهان خام و ابتدائى دريافت چنان حقايق بدون تشبيه به محسوسات امكان ناپذير مىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٤