تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
كسى را كه اسراف مىكند و در ترديد است ) . با در نظر گرفتن اين نوع آيات روشن مىشود كه مقصود از تمامى آن آياتى كه هدايت و ضلالت را به مشيت خداوندى مستند مىسازد ، آن مشيت الهى است كه مقدمات و زمينهء آن را خود انسانها آماده مىسازد .

علم خداوندى و كارهاى اختيارى انسانها و چند مسئلهء مهم كه مربوط به علم خداونديست

اين مسئله در معارف حكمت الهى به دو گونه مىتواند مطرح شود : 1 - عمومى . 2 - خصوصى . طرح عمومى مسئله بدين شكل است كه آيا خداوند متعال چنان كه بهمهء كليات و مبادى زيربنائى جهان هستى و حقيقت آنها دانا است ، همچنان بهمهء حوادث و رويدادهائى كه در پهنهء هستى و در روبناى آن در مجراى زمان بوقوع مىپيوندند عالم است يا نه اين سؤال مخصوصا با نظر به تقسيم شدن زمان به گذشته و حال و آينده داراى اهميت مىباشد . اين طرح عمومى مسئله شامل افتادن يك برگ ناچيز از درخت در سيستم باز جهان هستى و تمايل بىمقدار يك جاندار در اعماق دريا مىشود ، چنان كه شامل همهء حقايق و رويدادهاى كل جهان هستى مىباشد كه از آن جمله است كارهاى اختيارى انسانها . پاسخ اكثريت چشمگير حكماء و متكلمان و ديگر دانشمندان الهى اعم از مسلمين و غير مسلمين به اين مسئله مثبت است ، زيرا باضافهء تصريحات و اشارات آشكارى كه دارند ، با پذيرش اين حقيقت كه جهل خداوندى حتى به ناچيزترين رويداد در عالم هستى موجب خروج آن رويداد از احاطهء مطلقهء او است ، نمىتوان گفت : علم خداوندى همهء حقايق و رويدادها را نمىتواند در بر بگيرد ، مخصوصا با نظر به اين كه علم از صفات ذاتى خداوندى است و ذات يا علم خداوندى بطور عموم بر همهء اشياء محيط است . افرادى معدود از فلاسفه گفته‌اند : علم خداوندى فقط بر كليات متعلق است ،