تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
بوجود آمدن آنها نيست ، چنان كه بعضى از سطحى نگران گمان كرده و گفته‌اند :
مىخوردن من گر ز ازل حق دانست گر مىنخورم علم خدا جهل شود
با نظر به آنچه گفتيم كه علم الهى علت بوجود آمدن اجزاء و روابط و رويدادهاى عالم هستى نيست ، پاسخ زير به بيت بالا داده شده است كه :
علم ازلى علت عصيان بودن نزد عقلاء به غايت جهل بود

( 1 ) 5 - معانى قضا با نظر به مجموع منابع اسلامى متعدد است ، آنچه كه در موقع ارتباط آن با قدر اراده مىشود ، خواست و حكم خداونديست به تحقق شيئى يا اشياء كه قدر يعنى نقشهء تحقق يافته در هستى ، محصول آنست . 6 - قضاى حتمى الهى با نظر به دلايل عقلى و منابع قطعى اسلامى متعلق به كارهاى اختيارى انسانها نمىباشد ، زيرا باضافهء منابع نقلى معتبر كه شامل آيات قرآنى و روايات معتبر مىباشد ، دلايل عقلى صريح با كمال وضوح كارهاى اختيارى انسان را كه محور مسئوليت و تعهد و پاداش و عقاب و تكامل قرار داده است ، از مجراى قضاى حتمى بر كنار مىسازد . 7 - بنا بر اين مجموع سرنوشت انسانى در اين جهان هستى از دو عنصر مهم تشكيل مىگردد : عنصر يكم - صحنهء جهان هستى و وسايل و ابزارى كه در اين جهان مورد بهره بردارى قرار مىگيرد و همچنين موجوديت طبيعى انسان كه با كميت و كيفيت خاص عضلانى و سازمان روانى در وى تعبيه شده و همچنين همهء رويدادهاى طبيعى جبرى كه پيرامون انسان را فرا گرفته است ، خارج از اراده و اختيار انسانى بوده و نمىتوانند ملاك و مدار مسئوليت وى قرار بگيرند .

هامش
( 1 ) مسئلهء علم خداوندى و كارهاى صادره از انسان را كه مستمسك بعضى از اشخاص قرار گرفته و معتقد به جبر شده‌اند ، در پايان اين مبحث مشروحا مطرح خواهيم كرد .