كه پس از كلافه شدن در بارهء ريشهء عميق مذهب بيان نموده است . عبارات فرويد در بارهء ريشهء عميق مذهب بدينقرار است : « معهذا نمىتوان انكار كرد كه بعضى از اشخاص مىگويند : در خود احساسى مىنمايند كه به خوبى توصيف شدنى نيست . اين اشخاص از احساسى سخن ميرانند كه به ابديت متصل است » از جدائىها شكايت مىكند و مىخواهد روزگار وصل خويش را بجويد « اين تصور ذهنى از يك احساس ابدى كه در عرفاى بزرگ و همچنين در تفكر مذهبى هندى منعكس مىشود ، ممكن است ريشه و جوهر احساس مذهبى را كه مذاهب گوناگون جلوه هائى از آن هستند ، تشكيل دهد . فرويد در اين موضوع ترديد دارد و اقرار مىكند كه با تحليل روانى خود هرگز نتوانسته است اثرى از چنين احساس در خويشتن بيابد ، ولى فورا با صداقت كامل اضافه مىكند كه اين امر به او اجازه نمىدهد وجود احساس مورد بحث را در ديگران انكار نمايد » ( 1 ) دقت بفرمائيد كه محتويات اين عبارات با علم واقع بينانه چه كرده است 1 - در عبارت اول چنين مىگويد كه « من براى بحث در اين قبيل مطالب توزين ناپذير ( احساس ابديت ، احساس مذهبى ) خود را ناراحت مىيابم و به اين ناراحتى همواره اقرار دارم » چرا آقاى دانشمند ناراحت مىشويد آقاى روانپزشك و روانكاو ، مىتوانيد اين ناراحتى را تحليل نموده و ريشههاى اصلى آن را دريابيد آيا احتمال نمىدهيد كه عشق شما به اصالت غريزهء جنسى هرگونه واقعيت را از انسان نفى نموده و بقول مولانا :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٨
جز ذكر نى دين او نى ذكر او
سوى اسفل برد او را فكر او
لذا هر وقت كه بخواهيد خودتان را از پايين تنه به بالا بكشيد ، احساس ناراحتى مىكنيد آقاى دانشمند ، مطلبى كه خلاف واقعيت باشد ، راه مبارزه با آن و طرد آن از ميدان علم ، تحقيق علمى و اثبات غلط بودن آن از ديدگاه
هامش
( 1 ) مأخذ مزبور ص 89 و 90 .