تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
نيز در بر دارد ، يك دريافت اشراقى است . درك اين كه جهان هستى با آدمى سر و كارى دارد و هم لحظات زندگى او در يك محاسبهء محض عدالت مىگذرد ، يك درك اشراقى است . بطور كلى احساس آن ابعاد والاى جهان و اجزاى آن كه بطور مستقيم از راه حس و انديشه امكان ناپذير است احساسى است اشراقى .

آيا منكرين شناختهاى اشراقى دليلى براى انكار دارند

منكران شناختهاى اشراقى هيچگونه دليلى براى نفى علمى شناختهاى اشراقى ارائه نداده‌اند ، آنچه كه دستاويز آنان قرار گرفته است عبارتست از « نمىبينم » ، « نمىيابم » ، « نمىشناسم » ، « حس نميكنم » كه همهء آنها بيان حال ذهنى شخص خود گوينده بوده نمىتواند تكليف واقعيت را تصفيه كند . اگر اين « نمىبينم » ها مىتوانست مغزهاى بشرى را قانع ساخته و موجب نفى واقعيتها بوده باشد ، بشر در همان دوران ابتدائى خود ميخكوب شده ، حتى يك قدم براى كشف واقعيتهائى كه در دوران خود زير پردهء جهل معاصران بوده است ، برنمىداشت . اين مطلب كودكانه را كنار مىگذاريم . اين منكران اگر واقعا نمىتوانند شناخت اشراقى را درك نموده و بپذيرند ، آنچه كه منطق ايجاب مىكند ، اينست كه از ارائه نظر خوددارى كنند ، نه اين كه قضاوت نموده حكم به نفى اين شناخت را صادر نمايند . گاهى كه در مطالب اين گونه منكران فوق محسوس دقت مىكنيم ، مىبينيم نه تنها اينان با بيطرفى كامل درون خود را بررسى ننموده و بدين جهت شناخت اشراقى را نديده‌اند ، بلكه از طرح اين گونه مسائل احساس ناراحتى مىكنند در عبارات زير كه از فرويد نقل شده است ، دقت فرمائيد : « من براى بحث در اين قبيل مطالب توزين ناپذير ، خود را ناراحت مىيابم و به اين ناراحتى همواره اقرار دارم » ( 1 ) اين جملات فرويد كشف از حساسيت ( آلرژى ) او در بارهء واقعيت فوق محسوس مىنمايد

هامش
( 1 ) انديشه‌هاى فرويد - آدگارپش ترجمهء آقاى غلامعلى توسلى ص 92 .