تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
حدودى بيان كنيم : به اضافهء چهار موضوعى كه در شماره‌هاى 1 ، 2 ، 3 و 4 متذكر شديم ، موضوع ششم را هم براى آشنايى بيشتر با شرايط پديدهء اكتشاف بميان بكشيم : 6 - نشاط و وجد فوق العاده عالى كه بوسيلهء اكتشاف نصيب مكتشف مىگردد ، ممكن است آن عامل نا شناخته را بدين ترتيب توضيح بدهد كه انسان مكتشف بعدى از نهاد خود را در آن اكتشاف در مىيابد . مانند مادرى كه بعدى از نهاد خود را در كودكى كه مىزايد ، در مىيابد . آيا مكتشف با رسيدن به يك حقيقت تازه ، به حقيقتى از نهاد خود نرسيده است به همين جهت است كه گفتار سقراط كه « كار من مامائى است و با گفتار و تدريس كمك ميكنم كه مردم حقيقتى را كه دارند ، از خود به ظهور برسانند » هنوز هم بعنوان پاسخ قابل توجه به مسئلهء اكتشاف ، تلقى مىگردد . نوع شناخت اكتشافى عبارتست از كيفيتى مخلوط از عمل ذهن و انعكاس در صحنه اى آزاد در ذهن و بدين جهت اين شناخت قابل مقايسه با شناختهاى ديگر نمىباشد . البته مسير اكتشافات پس از بروز كمپيوترها دگرگونيها پيدا كرده است .

شناختهاى اشراقى

گروهى از بررسى كنندگان در مسائل معرفت و علم منكر شناختهاى اشراقى شده و گروهى ديگر از درك آن ، اظهار ناتوانى نموده‌اند . بدون اين كه آن را منكر شوند . گروه‌هاى فراوانى از ارباب اديان و عرفاء و حكماء و رياضت كشان و آن دسته از اخلاقيون كه ريشه‌هاى اخلاق را در سطوح عميق شخصيت مىجويند ، كه بقول ابن سينا و شهاب الدين سهروردى ( شيخ اشراق ) رو به عالم ما وراى طبيعت است . حتى بعضى از روانشناسان و محققان در وضع روانى انسانها نيز چنين شناختى را تأييد كرده‌اند . بهر حال عده اى از عظماى معرفت و پيشتازان علم و آگاهىهاى بشرى از وجود شناختهاى اشراقى اطلاعات قابل اهميت بدست مىدهند . بعنوان نمونه مولانا جلال الدين با آن همه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75 | محمد تقي جعفري