تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

گرفته است ، مسئلهء ديگرى است كه در پايان همين مبحث مطرح خواهيم كرد . 4 - اسرار آميزترين موضوعى كه در پديدهء شناخت اكتشافى وجود دارد ، احساس نوعى از آزادى ذهنى ما فوق توصيف است . ذهن در اين حالت از همه گونه زنجيرهاى اصول و قوانين و امواج هوايى و طبيعى رهايى احساس نموده ، ناگهان روشنائى تازه اى را در خود احساس مىنمايد . دليل اين رهائى و آزادى آن است كه پس از بروز اكتشاف در روشنائى مزبور مكتشف نمىتواند آن حالت ذهنى را به معلومات و خواسته‌ها و هدفگيرى پيشين خود تجزيه نموده و سهم هر يك از آنها را در اكتشاف معين نمايد . 5 - از قراين و شواهد اطمينان بخش چنين بر مىآيد كه ذهن مكتشفين در حال اكتشاف از يك عامل نا شناختهء مغزى بهره بردارى مىكند اگر چنين عاملى فرض نشود ، نمىتوان خود را با كلماتى از قبيل هوش و استعداد و فراوانى معلومات و غير ذلك فريب داد ، زيرا همهء اين پديده‌ها در افرادى فراوان وجود دارد و نمىتوان آنها را بعنوان علت كافى براى اكتشاف در نظر گرفت ، اگر چه لزوم حتمى دارند . مطلبى را كه كلودبرنار در مقدمهء طب آزمايشى گفته است ، براى توضيح همين معنى ياد آور مىشويم . او مىگويد : « هيچ قاعده و دستورى نمىتوان بدست داد كه هنگام مشاهدهء امرى معين در سر محقق فكرى درست و مثمر كه يك نوع راهيابى قبلى ذهن به تحقيق صحيح باشد ، ايجاد شود . تنها پس از آنكه فكر به وجود و ظهور آمد مىتوان گفت : چگونه بايد آن را تابع دستورهاى معين قواعد منطقى مصرح كه براى هيچ محقق انحراف از آنها جايز نيست ، قرار داد و لكن علت ظهور آن نا معلوم و طبيعت آن كاملا شخصى است و چيزى است مخصوص كه منشأ ابتكار و اختراع و نبوغ هر كس شمرده مىشود » ( 1 ) . در اين عبارات علت بروز اكتشاف را نامعلوم و شخصى معرفى مىكند . ممكن است ما رويدادهايى را كه در حال اكتشاف وجود دارند ، تا

هامش
( 1 ) شناخت روشهاى علوم - فيليسينشاله ترجمه آقاى يحيى مهدوى ص 42 .