با اسناد و دلالت كلمات و جملات و ديگر احاديثى كه با آن حديث ارتباطى مثبت يا منفى دارند ، مورد تحقيق قرار بگيرد . با اين معنا كه براى فقه باصطلاح عام گفتيم ، مىتوان گفت : فقه اخلاقى ، فقه اقتصادى ، فقه تاريخ ، فقه هنرى فقه عرفان . . . اما فقه باصطلاح خاص شرعى عبارت است از « علم به احكام شرعيهء فرعيه از دلايل تفصيلى آنها » البته مقصود از علم در تعريف مزبور به معناى انكشاف صد در صد واقعيت نيست ، بلكه آن انكشاف است كه شامل روشنائى صد در صد واقعيت و هر گونه روشنائى كه حجيت آن در قلمرو شرع و يا ديگر نظام قانونى ثابت شده است . فقه در آيات قرآنى بجز يك آيه به اصطلاح عام وارد شده است . و يك آيه كه مىگويد : * ( 1 - وَما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا ) * ( 1 ) ( آيا از هر جمعيتى گروهى كوچ نمىكنند تا بروند و در دين تحصيل فقه نمايند و موقعى كه به قوم خود برگشتند ، آنانرا تبليغ كنند ، باشد كه آنان [ از بى بند و بارى ] بر حذر باشند ) . البته « تفقه در دين » اگر چه در فقه باصطلاح خاص شرعى محدود نمىشود ولى شامل همهء معارف و حقايق دينى است كه بر مبانى دينى استوار مىباشند و فقه باصطلاح خاص شرعى كه عبارتست از فهم عالى همهء شئون حيات عملى انسان ، از آشكارترين مصاديق « تفقه در دين » مىباشد . آياتى كه در بارهء فقه به معناى عام در قرآن وارد شده است ، متعدد است از آن جمله : * ( 2 - وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ) * ( 2 ) ( و آن خداونديست كه شما را از يك نفس آفريده است بعضى از شما در رحم مادران و بعضى ديگر در قبرها براى ورود به ابديت بوديعت نهاده شدهايد . ما آيات را براى كسانى كه از فهم عالى برخوردارند ، تفصيل دادهايم ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٥
هامش
( 1 ) التوبه آيه 122 .
( 2 ) الانعام آيه 98 .