تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
« كفيده دل و بر لب آورده كف دهن باز كرده چو پشت كشف »
نظامى 349 - كلنگ دل مرغ دل ، ترسو . 350 - كم دل ترسو . 351 - كنارنگ دل قوى دل -
« كدام است گرد و كنارنگ دل به مردى سيه كرده در جنگ دل »
فردوسى 352 - كنج دل . 353 - كندن دل از چيزى يا از كسى . 354 - دلكوب دل آزار ، بى رحم . 355 - كور دل . 356 - كينه از دل شستن -
« سر نامه كرد آفرين از نخست بر آن كس كه او كينه از دل بشست »
فردوسى 357 - كينه و جنگ در دل -
« حجت به عقل گوى و مكن در دل با خلق خيره جنگ و معادا را »
ناصر خسرو 358 - كينه در دل داشتن -
« بر آن بر نهادند يكسر سخن كه در دل ندارند كين كهن »
فردوسى 359 - گاو دل ترسنده ، بد دل -
« مشو با زبون افكنان گاو دل كه مانى در اندوه چون خر به گل »
نظامى 360 - دل گداز غم آورنده .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 319 | محمد تقي جعفري