تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
44 - دل اندر واى نگران . 45 - دل انگيزان نوائى از موسيقى . 46 - آواى دل . 47 - دلاورى شجاعت . 48 - دلاويز . 49 - آه دل . 50 - اهل دل صاحبدل ، اهل ذوق ، اهل مكاشفه -
« دل رفت گر اهل دل بيابم زين مرهم زخم آن ببينم »
خاقانى
« معرفتى در گل آدم نماند اهل دلى در همه عالم نماند »
نظامى
« نور حق ظاهر بود اندر ولى نيك بين باشى اگر اهل دلى »
مولوى 51 - آهن دل -
« چو ديوان آهن دل الماس چنگ چو گرگان بد گوهر آشفته رنگ »
نظامى 52 - آهو دل ترسو و ضعيف . 53 - اى دل ، دلا اى جان ، اى من ، اى نفس -
« اى دل خواهى كه در دلارام رسى بى تيمارى بدان مه تام رسى »
از قابوسنامه
« اى دل ار سيل فنا بنياد هستى بركند چون ترا نوح است كشتيبان ز طوفان غم مخور »
حافظ
« دلا كشيدن بايد عتاب و ناز بتان رطب نباشد بى خار و كنز بى مارا »
فرالاوى
« دلا سلوك چنان كن كه گر بلغزد پاى فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد »
حافظ
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 294 | محمد تقي جعفري