تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
29 - دل از هوس بريدن . 30 - دل آسا آنچه خاطر را آسايش دهد . 31 - دل آسائى تسلى . 32 - آسوده دل فارغ البال ، آرام دل -
« شه آزرده دل شد ز گفتارشان نوازشگرى كرد بسيارشان »
نظامى 33 - اشتر دل كينه توز - 34 - آشفته دل . 35 - دل آشوب . 36 - دل افتاده تنگدل . 37 - دل افروز ( روشن كنندهء دل ) 38 - افسرده دل -
« در محفل خود راه مده همچو منى را كافسرده دل افسرده كند انجمنى را »
39 - دل افكار ( دلريش و شكسته دل ) . 40 - دل آگاه -
« بلى داند دلى كاگاه باشد كه از دلها بدلها راه باشد »
41 - الحان و نغمه‌هاى دل -
« دل مرغان خراسان را من دانه نهم كه ز مرغان دل الحان به خراسان يابم »
خاقانى 42 - آماده دل -
« يكى بد سگال و يكى ساده دل سپهبد بهر كار آماده دل »
فردوسى 43 - دل انجام كسى كه مراد دل را به انجام مىرساند .