تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

رياضى را اثبات نمايد « زيرا اگر كسى بتواند در واقعيت وجود علت ترديد كند ، قطعا وجود معلول نيز براى او مشكوك مىباشد ، اين شك از واقعيت جهان هستى به موجوديت انسان و درك و دريافتهاى او نيز سرايت خواهد كرد پس بايد گفت : روش علمى با شرايط خاص كه مخصوصا در فضاى جوامع صنعتى امروز حاكميت پيدا كرده است ، نوعى از طرق واقع يا بى است كه بسيار با اهميت بوده حتى اگر بتوانيم زيبائى را در نوع ارتباط با واقعيات به كار ببريم ، يكى از زيباترين انواع ارتباط با واقعيات مىباشد ( 1 ) . اكنون برميگرديم به پاسخ سؤالى كه مطرح نموده‌ايم ، سؤال اينست كه « آيا مىتوان » « آنچه بايد باشد » را از « آنچه هست » نتيجه گرفت پاسخ به اين سؤال احتياج به تحليل و ريشه گيرى « آنچه بايد باشد » دارد . اگر فرض كنيم كه « آنچه بايد باشد » راستگوئى است كه عكس آن منفور بودن دروغگوئى است . تحليل ما به صورت زير در مىآيد : 1 - بايد راستگو باشيم . چرا 2 - براى اين كه راستگوئى عامل اطمينان در روابط زندگى اجتماعى است . چرا بايد عامل اطمينان در زندگى اجتماعى وجود داشته باشد [ اين سؤال ممكن است دو مسئله را مطرح كند ، يكى مسئله اى است اصلى . دوم - مسئله اى است فرعى . ] 3 - مسئله فرعى عبارتست از ضرورت وجود اطمينان در روابط زندگى اجتماعى . مسئله اصلى عبارتست از ضرورت خود زندگى اجتماعى ، به اين معنى كه ما زندگى اجتماعى را ضرورى بدانيم ، حتما و بالضروره بوجود

هامش
( 1 ) اصطلاح خاص علم در دوران ما در برابر ساير وسايل واقع يا بى ، بى شباهت به اصطلاح عقل نظرى در برابر ساير وسايل دريافت واقعيتها نيست ، چنان كه عقل نظرى كه فقط با تجريد و تنظيم مقدمات براى وصول به نتايج سر و كار دارد ، نمىتواند ساير وسايلى را كه ما را با واقعيتها مرتبط مىسازند ، نفى كند ، همچنين روش علمى به اصطلاح امروزى ، اگر چه عقل نظرى يكى از ضرورىترين وسايل واقع يا بى مىباشد .