تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
بر طرف مىگردد كه راه اثبات واقعيتها وسيعتر از آن راه باريكى است كه علم به معناى اصطلاحى آن در پيش پاى ما نشان مىدهد . بعنوان مثال : 1 - آنچه را كه بوسيلهء حواس چه بطور مستقيم و چه بطور غير مستقيم در مىيابيم ، واقعيت است و آن دريافت شده بوسيلهء حواس ساخته شده حواس ما نيست بطورى كه اگر بخواهيد از ارتباط حواس با محسوسات قضيه اى بسازيم و بگوئيم مثلا من ماه را مىبينم و با اين ارتباط وجود ماه براى من بعنوان واقعيت مطرح است ، قضيه اى كاملا صحيح را مطرح كرده‌ايم . بالاتر از اين ، برخى از متفكران بزرگ معتقدند كه هيچ راهى براى اثبات واقعيت خارج از ذهن جز يك دريافت مستقيم و غير قابل استدلال نداريم ، چه رسد به اين كه علم به معناى اصطلاحى امروزى بتواند آن را اثبات نمايد . عمل ذهنى رياضى واقعيتى است كه در ذهن ما انجام مىگيرد و نتايج عمل رياضى در ذهن ما واقعيتهائى هستند كه قابليت انطباق بجهان خارج از ذهن دارند . 2 - انقسام نمودهاى جهان عينى به سه نوع زيبا و زشت و بيطرف انقسام كاملا صحيح است ، ما بعضى از نمودها را زيبا و بعضى ديگر را زشت و برخى ديگر را بيطرف مىدانيم حتى اگر بگوئيم : در احساس زيبائى از يك نمود ، محتويات و شرايط ذهنى ما دخالت مىورزند ، باز اين حقيقت را مىدانيم كه انطباق محتويات و شرائط ذهنى ما بر نمود خارجى كه با خصوصيت عينى خود آنها را تحريك و به درك زيبائى منتهى مىشود واقعيت دارد . 3 - انديشه‌هاى منطقى كه وسيعتر از عمل رياضى ذهنى است ، بعنوان بيان كنندهء نظم درست انديشيدن واقعيت دارند . 4 - دركهاى وجدانى ما در بارهء واقعيتهائى فراوان مانند ارتباط مستقيم حواس ما با محسوسات است ، چنان كه با ارتباط مستقيم حواس واقعيت محسوسات را با قطع نظر از تجزيه و تركيبهاى حرفه اى مىپذيريم ، همچنان با دركهاى وجدانى واقعيتهائى را مىپذيريم ، مانند خود هشيارى ( علم