آوردن اطمينان بوسيلهء راستگوئى و ممنوعيت دروغگوئى ضرورت دارد .
چرا بايد زندگى اجتماعى را بپذيريم 4 - ابعاد گوناگون حيات ما فقط در زندگى اجتماعى به فعليت مىرسد و ما مىتوانيم از آن ابعاد هم در بر طرف ساختن آفات و موانع حيات خود بهره - بردارى كنيم و هم مىتوانيم امتيازات وجودى خود را تحصيل نمائيم .
چرا چنين فعاليتى بعنوان به فعليت رساندن ابعاد گوناگون حيات ضرورت دارد 5 - براى اين كه واقعيت حيات براى به فعليت رسيدن آن ابعاد مىجوشد .
چرا ما بايد اين جوشش را پاسخ مثبت بدهيم 6 - براى اين كه حيات لزوم ادامهء خود را كه مستلزم گسترش ابعاد آنست ، در ذات خود دارد . چرا ما بايد اين اقتضاى ذاتى حيات را پاسخ مثبت بگوئيم اينست آخرين « بايد » كه در تحليل و ريشه گيرى همهء « آنچه بايد باشد » ها كه در برابر ما قرار مىگيرند ، پيش مىآيد . اين « بايد » نهائى يك « چرا » ى نهائى نيز بدنبال دارد كه در همين شمارهء اخير مطرح نموديم . در برابر اين « چرا » ى نهائى مىگوئيم : اين « چرا » نمىتواند منطقى بوده باشد همان گونه كه چرا شكل مثلث مركب از سه ضلع است ، نمىتواند « چرا » ى منطقى بوده باشد ، زيرا اگر شكلى را مثلث فرض كرديد ، سه ضلعى بودن ذات آن است ، چنان كه اگر كوه فرض كرديد دو پديدهء فراز و نشيب را در هويت آن فرض كردهايد . حال مىگوئيم : حيات آن پديده ايست كه اقتضاى بقاء و ادامهء خود را در ذات خود دارد . لطفا دقت فرمائيد كه مىگوئيم : « اقتضاى بقاء و ادامه » و نمىگوئيم تمام هويت حيات ، مانند مثلث و سه ضلع . درك اين اقتضاء در پديدهء حيات درك « آنچه هست » مىباشد . روشنترين دليل اين مدعا اينست كه دفاع همهء جانداران از حيات خود و از آن جمله انسان به شرط آنكه در بارهء حيات خود دچار احساس شكست نشده است ، از نوع فعاليت جبرى و باز تابى بوده و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٥