را در امواج ترديد و ظن و ابهام فرو مىبرد . اسفناكتر و رنجآورتر از اين پا در هوائى شناختها ، حجت و تكيه گاه بودن اين اكثريت است كه انسانهاى بى خبر آن را به رخ حمايت كنندگان « حيات معقول » كشيده و مىگويند : تو بهتر مىفهمى يا اكثريت و نمىفهمند كه حقيقت چنان كه تابع زيبائى و زشتى چشم و ابرو و نژاد نيست ، همچنين پيرو اكثريت نيز نمىباشد . همه اكتشافات و اختراعات و تحولات سازندهء تاريخ بوسيلهء اقليتها و فرد فرد انسانها صورت گرفته است در حالى كه اكثريت مشغول خور و خواب و جست و خيز و كشتار همديگر در راه خود محورىها مىباشد .
زعم ( گمان همراه با حق ديدن خويشتن )
آيات قرآنى در مادهء « زعم » متعدد است و مىتوان گفت : در همهء آيات مربوطه ، زعم همان گمان است كه همراه با احساس بر حق بودن است . از آن جمله : * ( 1 - قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ( 1 ) ( اى كسانى كه به دين يهود گرويدهايد اگر زعم شما چنين است كه تنها شما اولياء خدا هستيد نه ديگر مردمان ، مرگ را آرزو كنيد اگر راستگويانيد ) . در ديگر آيات قرآنى نيز زعم به همين معنى آمده است : النساء 60 و الانعام 22 و 94 و 136 و الكهف 52 و القصص 62 و 74 و سباء 22 و زعم جز در آيه 40 از سورهء القلم و احتمالا 72 از سورهء يوسف ، به معناى گمان و نظر مخالف با واقع است ، با اعتقاد به موافقت آن با واقع .
نتيجهء آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
باز خواست الهى در بارهء زعم قطعى است . اين بازخواست شديدتر از
هامش
( 1 ) الجمعه آيهء 6