تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

واقعيت تا نود و نه درصد [ البته به كار بردن كميت در تفسير پديده‌هاى ذهنى صرفا براى توضيح است ] بطور طبيعى ارتباط انسان را با واقعيت تضمين نمىكند ، مخصوصا در مواردى كه در مقدمات ظن ، هواهاى نفسانى نقش داشته باشد . اين نقش در آيهء قرآنى تذكر داده شده است : * ( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ) * ( 1 ) ( آنان تبعيت نمىكنند مگر از ظن و از آنچه كه نفسها ( غرايز حيوانى ) مىخواهد ) علت اين عدم تضمين آنست كه موقعى كه يك قضيه از نظر انسان ، از حالت بيطرفى خارج شده و ثبوت آن ترجيح پيدا مىكند ، اين ترجيح غالبا مستند به دليل و برهان قطعى نيست و الا موجب علم و يقين مىگشت نه ظن ، بلكه مستند به تمايلات و خواسته‌هاى طبيعى شخصى است ، در نتيجه در ارتباط با واقعيات و كشف آنها نمىتوان به ظن محض تكيه نمود . عقل سليم و شعور سالم در مسائل حياتى نيز موقعى كه حيات با مخاطرات روبرو شود ، با ظن و گمان ورود به مخاطره را تجويز نمىكند نتيجه دوم - اگر در آياتى كه مخالفت ظن را با واقعيات و محكوميت آن را گوشزد مىكند . دقت كنيم ، خواهيم ديد : ظن در مواردى محكوم شده است كه اصل حيات ابدى و مسائل مربوط به آن ، مطرح شده است و مىدانيم كه اصل حيات ابدى و مسائل مربوط به آن را مىتوان از روى علم و يقين درك كرد . نتيجهء سوم - اكثريت انسانهاى روى زمين در تشخيص « حيات حقيقى » از ظن پيروى مىكنند و تحمل مشقت در راه تحصيل علم و يقين نمىكنند ، زيرا خود طبيعى مردم را سهل گرا و آسايش طلب و تابع « بارى بهر جهت » مىنمايد . شايد مردم فراوانى در اين دنيا بدون اين كه طعم و يقين را در ماوراى پديده‌هاى طبيعى محض كه پيرامون آنان را فرا گرفته است نچشند و اگر هم حالت اقناعى در خود احساس كنند ، چنان بى پايه است كه اولين چون و چرا آنان

هامش
( 1 ) النجم آيهء 23 .