تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

* ( 5 - وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ . أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ . وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَذَكَرُوا الله كَثِيراً . . ) * ( 1 ) ( گمراهان از شعراء پيروى ميكنند . مگر نمىبينى كه آنان در هر دره و بيابانى سر در گم ميشوند . و آنان چيزى را مىگويند كه به آن عمل نمىكنند . مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام مىدهند و بسيار به ياد خدا هستند )

نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است

نتيجه يكم - حذف و انتخاب خيالبافانه ، در بارهء واقعيات ، موجب ساييده شدن دندانه‌هاى قانون گير تعقل و انديشه مىباشد . واقعيات در ذهن شاعر حالت لغزندگى پيدا ميكنند و اصالت خود را از دست مىدهند . به همين جهت است كه پيروان شعراء همواره انسانهاى فرارى از واقعيات و حقايق مىباشند ، شعراى خيالباف مىخواهند كهكشانها و كازارها را گردى از كوى معشوق معرفى نمايند و گردى كه از زير سم اسبان در ميدان جنگ بر مىخيزد و در خيال آنان يك طبقه از زمين را به طبقات آسمان ميفزايد و در نتيجه « زمين شش شد و آسمان گشت هشت » يكى ديگر مىگويد :
آن قدر بار كدورت به دلم آمده جمع كه اگر پايم از اين پيچ و خم آيد بيرون لنگ لنگان در دروازهء هستى گيرم نگذارم كه كسى از عدم آيد بيرون
نتيجه دوم - شعر بى اساس كه مبتنى بر خيالات و استهلاك ذوق هنرى و حذف و انتخاب بى پايه در بارهء واقعيات است ، در نظر آگاهان و خردمندان مورد اعتماد نمىباشد ، زيرا اين گونه شعر هيچ اصل و قانونى نمىشناسد . نتيجه سوم - شعراى خيالباف ساختمانى را در ذهن خود مىسازند كه فقط براى تسليت در برابر درد و رنج فرار از حقايق ، يا نشان دادن اوج فكرى بمردم مىباشد ولى خود آنان هرگز به اين ساختمان وارد نمىشوند ، چون خود
هامش
( 1 ) الشعراء آيهء 224 تا 227 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 207 | محمد تقي جعفري