محقق مىگردد . پس بدست آمدن رزق احتياج ضرورى به كوشش و كار دارد اگر چه براى بهره بردارى و جستجو از راههاى آن بوده باشد . خداوند فرموده است : « روزى را از نزد خدا طلب كنيد » كوشش براى روزى با قدرتبخشى و الهام خداوندى امكان مىپذيرد ، و همهء وسائل و اسباب رزق از نزد خداوند است .
پس در هر موضوع كسب شده و مال ، ناچار كار انسانى لازم است ، زيرا اگر آن كسب شده تجسميافته اى از كار بوده باشد مانند صنايع ، روشن است كه كار است كه آن را داراى ارزش نموده است و اگر مال قابل اندوختن مانند حيوان و نبات و معدن باشد ، باز كار آدمى لازم است كه آنها را قابل بهره بردارى نمايد ، چنان كه روشن است . و اگر كارى در بارهء آنها انجام نگيرد ، قابل استفاده نخواهند بود . . . اكنون كه اين مطالب اثبات شد ، بدان كه هر چيزى كه براى انسان مفيد واقع شود و يا به صورت شيئى قابل اختصاص براى بهره بردارى در آيد ، اگر از نوع صنايعى باشد كه انجام كار در آنها لزوم دارد ، خالى از دو حال نيست : يكم - مواد بىارزشى كه كار در آنها تجسم مىيابد [ مانند خاك در محلى كه خيلى فراوان است و قيمتى ندارد . در اين موارد ارزش خشتى كه از آن خاك ساخته مىشود ، ناشى از كار است و بس ] ، زيرا فرض اينست كه خود ماده مطلوبيت ذاتى ندارد .
دوم - موادى كه كار در آنها تجسم مىيابد ، فى نفسه داراى ارزش است و كار روى آنها نقش مىبندد و ارزش آنها را زياد مىكند ، مانند كار درودگرى و بافندگى كه روى چوب و نخ و يا پشم تجسم مىيابد . در اين حالت دوم ، ارزش كار ارزش آن مواد را مىافزايد و هر اندازه كار روى آن مواد بيشتر انجام شود ، ارزش كالاهاى حاصله بيشتر مىگردد . و اگر آنچه كه داراى فايده است ، از نوع صنايع نباشد ، باز بايد براى اين كه مفيد واقع گردد و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٩