تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
بارانى كه براى زراعت و امثال آن مفيد است ، ولى اين گونه مفيديت تنها كمك و وسيله اى براى نتيجه بخشبودن كار مىباشد و ناچار بايد كارى انجام بگيرد تا آن باران به نتيجه برسد چنان كه خواهيم گفت . اين كسب و اندوخته اگر به مقدار ضرورت و احتياج آدمى باشد ، معاش ناميده مىشود و اگر اضافه بر ضرورتها و احتياجات باشد ، ثروت و تجملات ناميده مىشود . سپس اگر نفع حاصل از كار و اكتساب به خود آدمى برگردد و آن را در راه مصالح و احتياجاتش مصرف نمايد رزق ( روزى ) گفته مىشود . پيامبر اكرم فرموده است : إنّما لك من مالك ما اكلت فأفنيت او لبست فأبليت او تصدّقت فأمضيت ( جز اين نيست : از مال تو چيزى از آن تست كه خوردى و از بين رفت يا پوشيدى و پوسيد ، يا در راه خدا مصرف كردى و آن را در جاى خود به جريان انداختى ) . و اگر از آن منافعى كه به دست آورده است ، در راه رفع احتياجاتش بهره بردارى ننمود ، آن منافع و اموال براى مالكش روزى ناميده نمىشود ، بلكه اندوخته اى است كه به دست آورده است . مانند مالى كه به ارث مانده ، براى متوفى روزى نيست ولى اندوختهء او مىباشد ، زيرا متوفى نمىتواند از آن مال بهره مند شود . و هنگامى كه وراث از آن مال برخوردار شوند رزق ناميده مىشود . اينست حقيقت رزق در عقيدهء اهل سنت . معتزله براى رزق شرط كرده‌اند كه بايد قابل تملك باشد و چيزى كه قابل تملك نيست رزق ناميده نمىشود و به همين جهت اموال غصبى و هرگونه مال نامشروع را رزق نمىدانند و خداوند با رحمت و هدايت خود غاصب و ظالم و مؤمن و كافر و هر كه را بخواهد رزق مىدهد . معتزله در اين مسئله دلائلى دارند كه در اين مبحث جاى تفصيل آنها نيست . سپس بدان كه ، كسب براى بدست آوردن مال و قصد تحصيل با كوشش ،