هر ماده يا حق مفيدى كه اضافه بر معيشت آدمى بوده ، چه در حال ثابت و چه در حال جريان در راه معيشت استهلاك نشود . البته كميت و كيفيت معاش از نظر مقدار و زمان و چگونگى مواد و پديدههاى لازم براى معيشت بسيار گوناگون است و ملاك آن ، همان « رزق » است كه « ابن خلدون » متذكر شده و ما هم در مباحث بعدى آن را مطرح خواهيم كرد ، در نتيجه مىتوان گفت : ثروت اندوخته عبارت است از مال و يا آنچه كه مفيد ماليت است ، و اضافه بر رزق مىباشد .
ملاك ضرورت و تجمل ، حيات معقول است
با نظر به منطق علمى اين مبحث ، بايد زندگى را محور اصلى قرار داده ملاك ضرورت و تجمل را از آن استنتاج كنيم . نخست بايد بدانيم كه مفهوم عام حيات در اين گونه مباحث علمى مشكلى را حل نخواهد كرد ، زيرا اين مفهوم وسيع از احساس و حركت ناچيز يك مورچهء خزيده در گوشه اى از لانه اش گرفته تا حيات آن انسان كه صدها بعد متنوع در پهنهء طبيعت و هم نوع خود گسترده است ، شامل مىگردد . ما در روش علمى اين مبحث حيات را بر سه نوع تقسيم مىكنيم : 1 - حيات طبيعى محض .
2 - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده .
3 - حيات معقول توضيح اختصارى اين سه نوع حيات به قرار زير است :
1 - حيات طبيعى محض
- اين نوع حيات در همهء جانداران خشكى و دريائى وجود دارد و هرگز مورد خواست انسانى كه داراى صدها نيرو و استعداد و امكانات است ، نمىباشد . لذا مىتوان گفت : محدودكردن نوع انسانى در حيات طبيعى محض و سنجش ضرورت و