3 - نفوذ شگفتانگيز معانى آيات قرآنى در همهء سطوح روانى آدمى
- به اين معنى كه مفردات و تركيباتى كه در يك آيه قرار گرفتهاند ، در درجه اى از فصاحت و زيبائى مىباشند كه موجب بروز جذبهء روانى ما فوق شعر مىگردند . در حدود شش هزار و ششصد و شصت و شش آيه كه قرآن را تشكيل مىدهند از امتياز مزبور برخوردار هستند . با اين حال هيچ يك از محتويات اين آيات نه تنها مخالف عقل و منطق نمىباشند ، بلكه به جهت توافق شديد آيات با وجدان و فطرت پاك و عقل سليم ، دليل آنها همراه خود همان قضايا است و براى اثبات حقبودن آن محتويات ، تنها درك آنها كافى است . وقتى كه آيهء قرآنى مىگويد : * ( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ) * ( 1 ) ( و نيست براى انسان مگر سعى او و قطعا سعى او به زودى ديده خواهد شد ) . با اندك انديشه در بارهء احساس عميق درونى كه ديناميسم حيات كار است و با كمترين توجه بر اين كه هيچ كنشى در جهان هستى بدون واكنش نخواهد بود ، محتواى آيهء مزبور بدون احتياج به تنظيم فرمولهاى رياضى و اشكال منطقى ارسطوئى از درون آدمى نمودار مىگردد . البته اين نكته را در نظر مىگيريم كه اين گونه بهره بردارى عالى از قرآن مخصوص آن انسانهائى است كه با قلبى بىآلايش ، عشق به درك كمال و گرايش به آن دارند و نيروى تميز حق از باطل را در