و پس از آنها گروه ديگرى را به وجود آورديم ، در آن هنگام كه آن ستمكاران غضب ما را احساس كردند ، ناگهان پا به فرار گذاشتند . [ به آنان گفته شد : ] فرار نكنيد و برگرديد به آن وضع پيشين خود كه خودكامگى و اسراف در معيشت را در آن به راه انداخته بوديد و برگرديد به جايگاههاى قبلى خودتان ، شما مسئول قرار خواهيد گرفت . آنان گفتند : واى بر ما ، ما ستمكاران بودهايم . اين گفتارشان مستمر بود تا آن گاه كه آنان را درو شده و خمود روى زمين انداختيم . ما آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنها است در حال بازى و براى بازى نيافريدهايم ) .
آيات فوق با كلمات ساده و بدون اندك پيچيدگى و ابهام در مفهوم جملات ، باعظمتترين و اصيلترين قوانين عالم هستى و مشيت خداوندى و زندگى آدمى را بيان مىكند . در صورتى كه هر انسانى كه با مقدارى از ادبيات عربى آشنائى داشته باشد ، مىتواند از آيات فوق استفاده نمايد . بعبارت كلىتر هر انسانى به اندازهء آشنائى با معانى كلمات آيات فوق و مقدار و چگونگى اطلاعى كه در بارهء قوانين عالم هستى و مشيت خداوندى و ابعاد زندگى آدمى دارد ، از آيات فوق بهره بردارى خواهد نمود . براى توضيح بيشتر تحليل زير را در آيات مزبوره مورد توجه قرار بدهيم : 1 - ستم و ستمكارى انحراف از « حيات معقول » است و اين انحراف بقدرى مورد غضب الهى است كه كيفر آن را در همين دنيا به ستمكاران مىچشاند و چنان كه در شمارههاى بعدى تحليل خواهيم كرد ، اين غضب و كيفر از بابت ناخوشايندبودن ستم و ستمكارى بر ذات پروردگار نيست ، يعنى چنان نيست كه خدا مانند انسانها از كارهاى بد و رويدادهاى ناملايم متأثر شود و آسيبى ببيند و احساس ناگوارى نمايد ، بلكه نتيجهء خود ستم و ستمكارى كيفر معين است كه مانند معلول به دنبال علت خود به جريان مىافتد و مقصود از كلمهء غضب و قهر و مانند آنها در آيات قرآنى جز اين نيست كه مورد غضب ، حلقه اى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦٧