تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

محورى جز خداشناسى و خداپرستى و خدايابى ندارد . در اين آيه حالت اشراف و سلطه بر هستى و انسان به قدرى روشن است كه با اندك اطلاع از ادبيات عربى مىتوان درك كرد . اين جمله با حالت مخصوصى كه گفتيم نمىتواند تراوشى از مغز محدود و روان محاصره شده در گوشه اى از طبيعت و تمايلات معمولى بوده باشد . محتواى اين جمله اثبات مىكند كه گويندهء آن به همه جهان هستى و انسانها اشراف و سلطهء كامل دارد . * ( يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه ) * ( 1 ) ( اى انسان تو در حالت شديدين كوشش و تلاش به ديدار پروردگارت نائل خواهى گشت ) محتواى اين آيه با طرز جمله بندى خاصى كه دارد ، با اشراف تمام به ماهيت انسان و هدف نهائى او و مسيرى را كه بايد در رسيدن به آن هدف سپرى كند ، سرنوشت اساسى او را تعيين مىكند . امكان ندارد اين جمله از كسى صادر شود كه خود جزئى از انسانهاى غوطه ور در طبيعت و آمال و خواسته‌هاى محدود است . * ( وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * ( 2 ) ( و بدانجهت كه خداى ابراهيم ، وى را با مسائلى كه مشيت خدا مىخواست ، آزمايش كرد و ابراهيم از عهدهء آن آزمايشات برآمد ، فرمود : من ترا براى مردم پيشوا قرار دادم ، ابراهيم گفت : آيا از نسل من نيز مىتوانند به پيشوائى برسند خدا فرمود : عهد پيشوايى به ستمكاران نمىرسد ) . كسى جز آفرينندهء ابراهيم و حاكم بر سرنوشت او و همهء انسانها نمىتواند چنين جمله اى را با اشراف كامل بيان كند .

هامش
( 1 ) الانشقاق آيه 6 .
( 2 ) البقرة آيه 124 .