مطالعه كرده بود ، سخن خود را پس مىگرفت و همه شرقيان را مصداق اين نظر نمىدانست .
دربارهء على ( ع ) ، آياتى در قرآن آمدهاست و احاديث نبوى در تمجيد « على » بسيار است . مردم نيز دربارهء « على » سخن بسيار گفتهاند و صدها جلد كتاب تأليف كردهاند . در هزارها كتاب و مقاله و خطابه نيز به نام على ( ع ) اشاره شده است . ميليونها نفر ، افتخار محبت و پيروى على ( ع ) را پيدا كردهاند . انديشمندان بزرگ عرب نيز با شگفتى و حيرت دربارهء او سخن گفتهاند . بدين ترتيب ، علىبن ابىطالب ( ع ) ، شخصيت ناشناختهاى نيست كه نياز به معرفى داشته باشد ، چنان كه وقتى از « متنبى » خواستند كه مدح على ( ع ) را بگويد ، چنين گفت : « من به عمد مدح وصى را ترك كردم ، زيرا نور وجود او پرتو افشان و جهانگير است . هرگاه چيزى در اين مرحله از عظمت باشد ، خودش معرف خودش مىگردد و تعريف نور خورشيد كارى بيهوده است . »
ولى اگر شما كتاب جرج جرداق را درباره على ( ع ) مطالعه كنيد ، يقين خواهيد كرد كه شخصيت على تاكنون ناشناخته مانده است و بايد به ويژه براى شيعه كه در گلدستهها و منبرها نام او را بر زبان مىآورند و صدها هزار تن از آنها همه ساله به زيارت ضريح مقدس وى مىشتابند ، بهطور كامل معرفى شود .
در گذشته و امروز ، علماى شيعه كتابهاى بسيارى درباره امام تأليف كردهاند . يكى از آنها كتابى در 32 جلد تأليف كرده و احاديثى را كه درباره على ( ع ) نقل شده جمعآورى كرده است . ديگرى در پيرامون حديث غدير 12 جلد كتاب نوشته ؛ « علامه حلى » كتابى با
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2363
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٦٣