تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2303

مساهمون:

ص٢٣٠٣
و شئون زندگى دليل نقص او بداند ، و معاويه و يزيد و عمروعاص و ديگر جاه‌طلبان نيرنگ باز را ستايش كند ! از چنين كسى كه نيرنگ بازى معاويه را مىستايد ، نبايد انتظار داشت كه روش و اسلوب على ( ع ) را بپسندد . در نظر وى ، ياران على ( ع ) هم خوشبخت‌تر از على ( ع ) نبودند . او هرگاه به نام ابوذر غفارى ، آن مصلح بزرگ اجتماعى ، مىرسد ، هيچ‌گونه اشاره‌اى به عظمت و نيكى و پيكارجويى او نمىكند و بدرفتاريهاى امويان را نسبت به او ناگفته مىگذارد . تنها دلخوش است كه يك بار او را متعصب ، « 1 » و بار ديگر او را متعصبى آشوب‌طلب و يار على ( ع ) « 2 » بنامد . به گفته او يكى از صفات انصار كه با على همسو بودند ، اين است كه نسبت به قريش رشك مىبردند . « 3 » آنها تابع دستور زنان خود بودند . « 4 » 1 يش ، 2 قريش كه مورد رشك انصار قرار گرفته بودند ، همان امويان تيزهوش و سياستمدار بودند ، كه ديگران به خاطر نداشتنِ آن عقل و هوش ، بناگزير به ايشان حسد مىورزيدند . « 5 » هنگامى كه لامنس در مورد بنىاميه و دشمنان امام سخن مىگويد ، از روى ايمان و اخلاص ، مزاياى امويان را ستايش مىكند . ابوسفيان ، به نظر او شيخ بزرگوار مكه است . « 6 » پسر عالى مقامش معاويه از نظر حلم و تواضع ، بىنظير است . « 7 » او و زنش هند
هامش
( 1 ) معاويه اول ، ص 28 ( 2 ) همان ، ص 238 ( 3 ) همان ، صص 190 ، 194 ، 245 ( 4 ) همان ، صص 314 ، 315 ، 337 ( 5 ) همان ، صص 330 ، 353 ، 354 ( 6 ) همان ، ص 79 ( 7 ) همان ، ص 89