تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2300

مساهمون:

ص٢٣٠٠
هدف پست او كمك مىكند و بقيه - كه بيشتر قابل تصديق و مورد اعتماد هستند در جهت مخالف نيت زشت او هستند . لامنس ، با همين روش ناپسند ، با قضاياى شرق عربى قديم و از جمله ، با قضيه على ابن ابىطالب ( ع ) روبرو مىشود . بدين ترتيب ، او محمد و على و اصحابش را به يك نظر و ابوسفيان و معاويه و همكارانشان را به نظرى ديگر ، مورد بررسى قرار مىدهد و لذا آنان در اكثر تأليفات لامنس آماج تيرهاى تهمت و افترا قرار مىگيرند و ابوسفيان و معاويه و يارانشان مورد تعظيم و تجليل . در مورد هر دو گروه ، سخنانش مبالغه‌آميز است . اكنون به نمونه‌هايى از گفته‌هاى او توجه كنيد : لامنس هرگاه به نام على ( ع ) مىرسد ، كوشش مىكند كه سندى عليه او پيدا كند ، و بر او طعنى بزند و افترايى ببندد . او على ( ع ) را از نظر هوش و درايت شخصى بسيار عادى با ذهنى متوسط معرفى مىكند . « 1 » و از اينكه به بلاغت و ادب صاحب نهج‌البلاغه روى آورد ، خوددارى مىكند . با اسلوبى نيرنگ‌آميز ، روايات مسلمى كه شجاعت على ( ع ) را اثبات مىكنند مورد تمسخر قرار مىدهد . شگفت اين است كه وى على ( ع ) را از بلاغت و ادب و هوش و درايت و شجاعت بىبهره مىشناسد ، در حالى كه اين صفات ، همچون صفت حرارت كه از آتش جداشدنى نيست ، از على ( ع ) قابل تفكيك نيستند ، بلكه اينها صفاتى هستند كه حتى معاويه و عمروعاص - كه در قلب لامنس كاملًا عزيز هستند آنها را انكار نمىكردند ، ولى عجيب است كه لامنس خودسرانه منكر آنها شده است !
هامش
( 1 ) لامنس ، معاويه اول ، به زبان فرانسه ، ص 79 - 83 و فاطمه ، به زبان فرانسه ، ص 23 ، 26 ، 48