حالت شاعرانه به خود مىگيرد و همراه تحقيق ، حماسه از آن تراوش مىكند .
هنگامى كه مىخواهد واقعهء جنگ جمل را وصف كند ، به طور مؤثر و به گونهاى شگفتآور شجاعت على ( ع ) را توصيف مىكند و قسمت عمدهاى از افتخارات او را برمىشمارد . « 1 »
سپس به وصف جوانمرديهاى امام مىپردازد . در اينجا على ( ع ) را به عنوان نادرهء روزگار و مردى فوقالعاده معرفى مىكند ، و مظاهر شهامت او را غيرقابل وصف مىشمارد . درباره عواطف برجسته على ( ع ) ، به خوبى داد سخن مىدهد . پس از بحثهاى مفصل ، على ( ع ) را از مشاركت در قتل عثمان تبرئه مىكند و مسئوليت آن را به گردن خويشاوندان و ياران خليفهء مقتول مىاندازد .
وى پس از آنكه پيرامون علاقه و حبّ شيعه ، نسبت به امام على ( ع ) و عظمت و كمال شخصيت آن بزرگوار صحبت مىكند و علاقه اروپاييان ، خاصّه كارلايل انگليسى ، را به آن بزرگوار اظهار مىدارد ، عقيده خود را - كه از احترام و محبتى عميق ناشى مىشود اين طور بيان مىكند :
« على ( ع ) آن قهرمان دردمند و رنج كشيده و آن يكه سوار وارسته عارف و آن امام شهيدى كه صاحب روحى ژرف است كه رمز عذاب الهى در اعماق آن نهفته است . » « 2 »
در برابر اين خاورشناسان با انصاف ، گروهى ديگر قرار دارند كه گرفتار غرضورزى شده و به راه غلط رفتهاند . اينان مىكوشند كه در
هامش
( 1 ) مفكروالاسلام ، به فرانسوى 5 / 5
( 2 ) مفكروالاسلام ، ص 10