تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2296

مساهمون:

ص٢٢٩٦
عاطفه و تخيل ناچيز باشد . چنين محققى ، همچون آموزگاران مدارس است كه درس زيست‌شناسى و طبيعت موجودات زنده را همچون درس موجودات جامد و عارى از حيات تدريس مىكند ، و تنها به شرح حوادث و بيان ارقام و آوردن دليل و برهان قناعت مىكنند . ديگر ، در موردى است كه شخص مورد بحث ، يك شخص معمولى باشد و براى محقق چندان ارزشى بيشتر از ارتباط وى با حادثهء مورد بحث نداشته باشد . اما اگر او همچون فرزند ابوطالب ، بىبديل و حادثه‌آفرين باشد و در وجود او فكر و عاطفه و خيال گرد آمده باشد ، طبيعى است كه محقق را از بحث خشك و بىجان علمى خارج مىكند ، و در عالم سراسر زندگى و لبريز از عاطفه وارد مىسازد . در اين حالت ، محقق ناگزير مىشود كه آن شخصيت را تاييد كند ، يا انكار ، دوست بدارد يا دشمن دارد . هر يك از دو حالت را اختيار كند ، منطقى و واقعى است . در سيرهء هيچ يك از بزرگان ، سيره‌اى همچون سيرهء فرزند ابوطالب سراغ نداريم كه اين گونه در مشاعر و ادراكات نفوذ و احساسات زنده را در طبيعت محقق ، احيا كند . طبق اين حقيقت ، كسانى كه دربارهء شخصيت امام تحقيقاتى دارند ، ناگزير تحت تأثير احساسات خود قرار مىگيرند و با اعجاب و تحسين به اظهار دوستى كشانده مىشوند ، مگر اينكه گرفتار غرض شده باشند . در اين حالت ، كار انسان به جايى كشانده مىشود كه تابستان را زمستان و روز را شب تاريك جلوه دهد ! اما « بارون كاراديفو » كسى است كه هرگاه از على ( ع ) سخن مىگويد ، خون گرم حماسه در رگهايش به جريان مىافتد و قلم او ،
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2296 | جورج جرداق / خسرو شاهى