آرى على ( ع ) در بهاى عظمت خود به شهادت رسيد . او هنگامى جان داد كه ذكر نماز ، ميان لبانش بود ، و دلش از شوق خدا موج مىزد . عرب حقيقت مقام و قدر و منزلت على ( ع ) را نشناخت . اما از ميان همسايگان ايرانىنژاد عرب ، مردانى برخاستند كه گوهر و سنگريزه را به خوبى از يكديگر باز شناختند .
او هنوز رسالت كامل خود را به جهانيان ابلاغ نكرده بود كه دنيا را بدرود گفت .
اكنون كه چهره ملكوتى على ( ع ) را در دم مرگ پيش خودم مجسم مىكنم ، مىبينم پيش از آنكه ديدگان را براى هميشه فرو بندد ، تبسمى بر لب دارد .
او مانند همه پيامبران روشنبين ، جان سپرد ؛ پيامبرانى كه دنيا براى تحمل شخصيت بزرگ آنها تنگى مىكرد و مردم با آنها تناسب فكرى نداشتند و زمانه با آنها آشنايى نداشت ، ولى در اين رسالتها حكمتى است كه خداى داند و بس ! »
بدين ترتيب ، امام على ( ع ) در نظر جبران ، شخصيت پيامبر گونهاى است كه برتر از قوم و زمان و مكان و محيط خود بود . او يگانه حكيم گرانقدرى بود ، كه فرزانگان تاريخ را رهبرى مىكند ، و روح آنها را فروغ مىبخشد . سرانجام از اين جهان ديده فرو بست ، در حالى كه عرب از پرتو انوار تابناكش بهرهاى نبرده بود . اما ايرانيان حقشناس و روشن ضمير ، پس از روزگارى دراز ، با بلاغت او آشنايى يافتند ، و از اين شخصيت بىمانند بهرهها بردند ، و در پرتو انوار جاودانى او به سوى سعادت رهنمون شدند .
با اين همه ، او در قالب انديشهء مطلق و روح كلى جهان مىزيست .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2283
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٨٣