تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2242

مساهمون:

ص٢٢٤٢
شعر زير از اشعار انقلابى شيخ محمد نجيب عاملى است : « حاكمان و مردم را مشغول رشوه‌خوارى و رشوه‌دادن مىبينم . هان اى صاحبان حكومت ، چرا مردم را مثل گوسفندان مىپنداريد ؟ چرا از مشاجره مردم ، لذت مىبريد ، و از گفته سخن‌چينان شاد مىشويد ؟ چقدر خرسند مىشويد ، هنگامى كه بشنويد كه اختلاف در ميان مردم شايع شده است ؟ و اين براى رسيدن به سود و منفعت است . و اگر قبول نداريد ، فردا آشكارا مىگويم و انكار هم نمىكنم . » هم او درباره اطفال گرسنه و محتكرين مىگويد : « كودكان ما وقتى كه چشمشان به آشپز و نانوا مىافتد ، بىقرار مىشوند . از غارت ما ايمن نباشيد كه در مرام فرزند مستمندان ، غارت اموالتان جايز است . » درباره كسانى كه ثروت مردم را به جيب خود مىريزند ، بىآن كه كارى انجام دهند - و چه بسيارند آنها در ديار عرب مىگويد : « ثروت و چارپايان ، سرزمين آنها را پر كرده و هرگز صاحب نعمت خود را سپاسگزارى نمىكنند . شكم ثروتمندان را به بزرگى شكم شتر و بازوانشان را به پهناى يك پل مىبينى . » از اشعار شيواى او كه لطف معنى و زيبايى الفاظ را به هم آميخته و دربرگيرنده مفاهيم انقلابى است ، اين دو بيت است كه وصف حال ثروتمندان كودن و مستمندان زيرك است :
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2242 | جورج جرداق / خسرو شاهى