تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2241

مساهمون:

ص٢٢٤١
از همين روست كه كميت ، درباره مردمى كه دسترنجشان را ديگران مىخورند با حسرت مىگويد :
يا موقداً ناراً لفيرك ضؤؤها * يا حاطباً فى حبل غيرك تحطب
( اى كسى كه آتش افروخته‌اى ، آتشى كه به ديگرى نور و حرارت مىدهد ، و اى هيزم كشى كه در ريسمان ديگرى هيزم مىكشى . ) اشعار زير را يكى از شعراى عاملى در مذّمت مأمورين ماليات و دفاع از مستمندان و برترى ملخ بر حاكمانى كه تمام فكرشان غارت مردم است ، سرود است : « عمالى كه در زمين تخم فساد مىكارند ، همچون بازماندگان قوم عاد هستند . گويا آنها در مقابل مال مردم همچون گردباد سختى هستند كه بر خاكستر بوزد . تقدير چنين بوده كه مردم بايد در برابر اين ملخهاى بىارزش تعظيم كنند ! گريه بيوه‌زنان و يتيمان ، در قلب سخت اينان بىاثر است . چقدر براى رفع ظلم ، ناله و استغاثه كردند ولى كسى كه او را به فريادرسى مىخوانيد ، زنده نيست . » اينك به گفته‌هاى شيخ محمد تبريزى درباره استعمارگران عثمانى به دنبال انقلاب مردم عراق و اخراج آنها از كشور خود ، توجه كنيد : « به ماليات املاك ما اكتفا ننمودند ، بلكه به املاك اجاره‌اى هم تجاوز كردند . در سرزمين ما ارزاق مردم را كاهش دادند . و بازارهاى بازرگانى را از رونق انداختند اكنون از ميان رفتند . برخيزيد و هفت سنگ در پى آنها بيندازيد . »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2241 | جورج جرداق / خسرو شاهى