اسبى و خرى و قاطرى و اشترى هم نداشتم كه بر آنها سوار شوم . »
سرودهاى شيعه ، با الهام از روح انقلابى على ( ع ) ، شاعر را از خوارى و پستى طبع ، در آسمان عزت نفس و بلند همتى ، به پرواز در مىآورد . آنها از خوردن لقمهاى كه حقشان نباشد ، خودارى مىكنند . ايدهآل آنها جامعهاى است كه از عدالت و مساوات كامل برخوردار باشد . آنها اگر مردمى قانع هستند ، مقصودشان ترك دنيا نيست ، هدفشان اين است كه اگر در يك جامعه سالم از راه درست و مشروع نتوانند زندگى خوش و راحتى بيابند ، عزّت نفس خود را حفظ كنند و در مقابل افراد بىلياقت خود را بىمقدار نسازند .
علىبنابىطالب ( ع ) فرمود : « من كرمت عليه نفسه هان عليه عاله و الموت خير من ذل التوسل ! » . ( هركس نفس خود را عزيز و گرامى شمرد ، ثروت در نظرش خار مىشود و مرگ ، بهتر از گدايى و التماس است ! ) . قطعه زير كه از قصيده على بن حسين عقيلى برگزيده شده ، گفتار ما را تصديق مىكند ، چنان كه مىگويد :
« وقتى كه در خانهام گرده نانى نباشد ، آن روز پيش من روز سختى است .
اگر به خاطر فقر ، به آن گرده نان دسترسى نيابم ، از سرمايه شكيبايى استفاده مىكنم .
من لباس خوارى را بر اندام خود نپوشيدهام ، گرچه از گرسنگى به زير خاك سپرده شوم ، زيرا مرگ در نظرم راحتتر از اين است كه خود را براى گدايى و خواهش از ديگران آماده سازم . »
دو بيت نمونه زير ، از اشعار زيبايى است كه به طور كامل ، تحت تأثير روح انقلابى و ارزشمند و شكيبايى على ( ع ) قرار گرفته است .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2245
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٤٥