عاطفه حزن . عاطفه خشم آنها براى اين است كه معتقدند حقشان را به ستم و دشمنى غصب و اخذ كردهاند . خشم شديد ، آنها را وادار كرده است كه در هجو غاصبان و بيان حق خود و شرح ستمگريهاى دشمن و بيان عقايد و دلايل خويش و . . . بسيار سخن بگويند . و عاطفه حزن از اين جهت در دل شيعيان جايگير بود كه دولتهاى اموى و عباسى تا توانستند به آنها سختگيرى كردند و در ميان آنها كشتارگاههاى بسيارى ترتيب دادند ، بهطورى كه هنوز خونى خشك نشده بود كه خون ديگرى جارى مىشد . دشمنان آنها هم در كشتار ، خواستار تفنن بودند : گردن زدن ، به دار آويختن ، آتش زدن و خاكستر به باد دادن و كشتن تدريجى با محروميت از نور و هوا و آب و غذا در گوشه زندانها ، انواع مرگهايى بود كه براى شيعيان مظلوم ترتيب داده بودند . اينها و خيلى كمتر از اينها اشك انسان را جارى مىسازد و قلب را ذوب مىكند . اينها و كمتر از اينها گنگ را به سخن درمىآورد ، تا چه رسد به اينكه اين حوادث بر كسانى وارد شود كه روحى انقلابى و زبانى گويا و بيانى رسا هم داشته باشند . »
نخستين قتلگاه را در كربلا براى حسين ( ع ) و خاندانش پديد آوردند ، كه بعد از آن قصايدى سوزان و سخنانى شيوا و خطابههايى خونين ، به ياد خونهايى كه بر زمين ريخته شده و پيكرهايى كه در خاك و خون غلتيده بود ، پديد آمد . ياد واقعه كربلا در هر دورهاى و در هر نسلى اندوه آنها را تازه مىكرد و از اين اندوه ، شعر و ادب شكوفا مىشد ، به دنبال واقعه خونبار كربلا ، ماجراهاى خونين ديگرى هم روى داد . اينها نيز خاطراتى براى شاعر و اديب بهوجود آوردند كه الهامبخش آنها در شعر و ادب بود . بدينترتيب ما از طريق
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2227
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٢٧