تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2226

مساهمون:

ص٢٢٢٦
هستند ؛ توده مردم محروم و سيه‌روز كه در اعماق روح خود هم مخالف است و هم خشمگين و هم اندوهگين . اما در پيشاپيش اين تودهء محروم مخالف غمگين ، از هر حيث شيعه على ( ع ) و فرزندانش جا دارند . زيرا آنها پيشتازان سپاهى هستند كه گرفتار شكنجه و تبعيد و مرگ با شمشير يا گرسنگى شده‌اند . هنگامى كه زندگى سخت اولاد على ( ع ) و ديگر روشنفكران و آزادگان را با زندگى طبقه خوشگذران و عياش كه با ريا و تزوير و غارتگرى و ستم و استثمار زندگى مىكنند مقايسه مىكردند ، شعله خشم و تأثرشان شعله‌ور مىشد . خاصيّت شعر و مفهوم آن اين است كه از رنج مردم آزادهء ستمديده و حسرت روزگار جوانمردى و حرّيت به خروش مىآيد . اين است واقعيّتى كه عقل شاعر ادراك مىكند و احساسات و عواطف شاعر آن را مىپروراند . همين واقعيّت است كه گويندگان حماسى و انقلابى شيعى يا متشيّع را مىآفريند . تشيّع ، دراينجا مقصودى جز پيروزى معناى واقعى انسانيت و مبارزه با ستم و شكنجهء زمامداران خودسر ندارد . حتى احمد امين ، كه مىكوشد جنبشهاى فكرى و انقلابى تاريخ عرب را مورد حمله و انتقاد قرار دهد و پيرايه‌هاى ناپسنديده‌اى به آنها ببندد ، در اينجا ناچار شده است كه به اين حقيقت اقرار كند و بگويد : « حق اين است كه حركت تشيّع ، ادبيات عرب را غنى ساخت . و ادبيات جوشان و نيرومندى پديد آورد . بدين جهت است كه موضع شيعه ، موضعى است كه عواطف را دچار هيجان مىكند و بزرگترين پايهء ادبيات ، عواطف انسانى است . شيعه ، داراى دو عاطفه روشن و قوى است كه ادبيات شيعى بر محور آن دو مىگردند : عاطفه خشم و