ادبيات عصيانگر
* اى آن كه آتشى افروختى كه به ديگرى نور مىبخشد . اى هيزمكشى كه در طناب ديگرى هيزم مىكشى .
اى يزيد ، تا مىتوانى رعد و برق پديدآر ، كه اين شرار رعد و برقها زيانى به تن نمىرسانند .
كميت
* خليفهاى مرد و هيچكس غمگين نشد .
و خليفهاى به حكومت رسيد و هيچكس شاد نگشت .
دعبل
* روزگار را مىبينم كه پليدترين اعمال را انجام مىدهد ، اما بر شگفتى من چيزى نمىافزايد .
آيا قريش شما ، همان نيست كه حسين ( ع ) را كشت ؟ و يزيد را بر تخت خلافت نشاند ؟
ابوالعلاء معرى
* او براى رسيدن به هدفش نماز خواند و روزه گرفت . همين كه به خواستهاش رسيد ، نه نماز خواند و نه روزه گرفت .