گواه اين مطلب ، سخنى است كه سابقاً درباره حجربن عدى و زيادبن ابيه و چگونگى مرگ فجيع او و همراهانش بيان كرديم . گناه آنها اين بود كه از حق يك ذمى دفاع كرده بودند .
درباره مبارزاتى كه در برابر فساد و ظلم و داوريهاى ستمگرانه انجام دادند ، مطلب دامنهدار است . آنها در طول چند قرن به مبارزات خود ادامه دادند و رشتهاى طولانى از حلقههاى مبارزات خونين در برابر رژيم ظلم و استبداد ، به وجود آوردند . برخى از نويسندگان - نظير احمد امين چنين پنداشتهاند ، كه هدف مبارزات شيعه ، در برابر امويان و عباسيان ، رسانيدن فرزندان على ( ع ) به حكومت بود و آنها نظرى جز اين نداشتند . در اين باره بايد بگوييم :
بدون شك عقايد مذهبى ، در مبارزات ضد اموى و ضد عباسى شيعيان ، تأثير فراوان داشته است . لكن اين تأثير ، جزئى است نه كلى . دليل آن همان است كه قبلًا گفتيم كه شيعيان هرگاه حاكم عادل و منصفى از سلسله اموى يا عباسى بر سر كار مىديدند ، از او جانبدارى مىكردند . اين تأثير دينى ، اگرچه جزئى است ، اما بر يك اساس اجتماعى پايهگذارى شده است و در باطن خود يك جوهر اجتماعى را مىپروراند . بنابراين هرگاه شيعه ، در خاطرات خود يادى از فرزندان على ( ع ) مىكند ، مردمى را به ياد مىآورد كه رفتار حكومتها با ايشان ، به شدت ظالمانه بوده است ! مردمى كه كشته شدند و در زندانها جان سپردند و بر سر دار رفتند و جسدشان را آتش زدند و خاكسترشان را به باد دادند . آنها آزادگانى از موالى را ياد مىكردند كه همچون اولاد على ( ع ) ، دچار انواع عذابها و شكنجهها شدند . مردمى را به ياد مىآوردند كه بدون تقصير دستها و پاهايشان را مىبريدند و در صحرا
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2203
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٠٣