گرفتار شده بودند كه ديگران مىشدند . علاوه بر اين ، شيعيان على ( ع ) از انواع و اقسام ستمگريها و استبدادها رنج مىبردند . علت اين بود كه شيعيان براى هر دو حكومت خطرناك بودند . و نيز اينها بودند كه هسته اصلى انقلاب را تشكيل مىدادند و طبقات ديگر كه از ستم و استبداد هيأت حاكمه به خشم آمده بودند ، اطراف همين هستهء مركزى گرد مىآمدند . انقلاب شيعيان در آغاز كار ، هم رنگ اجتماعى داشت و هم رنگ دينى ، زيرا شيعيان نخستين ، همانهايى بودند كه على ( ع ) را يا به خاطر حكومت عادلانه و تساوىجويانهاش در برابر اشراف زمان يارى مىكردند و آنها از اين جهت طرفدار على ( ع ) بودند كه مىديدند يكى از آرزوهايش برافكندن فقر و بدبختى است ، و يا به خاطر عاطفه دينى مردم بود كه با همان ارزشهاى اجتماعى مطابق بود .
شيعه ، طى قرنهاى طولانى اين امتياز را براى خود حفظ كرد . در روزگار هر دو دولت - امويان و عباسيان از حكم ظالمانه اظهار انزجار و از حكم منصفانه ، اظهار رضايت مىكردند . دليل اين مدعى اين است كه شيعيان سياست عمر بن عبدالعزيز را تأييد و از او جانبدارى كردند . و پس از مرگ او كه صبح سعادت ملت سپرى شد و شب ظلمانى بيدادگرى فرا رسيد ، گريهها كردند و اشكها ريختند !
به هر حال شيعه على ( ع ) مظهر مبارزات ضد اموى و ضد عباسى است . اين حكومتهاى ظالمانه و جائرانه ، مخالفان خود را مجبور مىكردند كه در راههايى گام نهند كه با جور و ستم مخالف باشد . به همين جهت است كه تشيّع در روزگار امويان و عباسيان ، حالت دفاع از مظلوم و ناتوان و كسانى كه حقشان پايمال شده بود به خود مىگيرد ، همان طورى كه در آغاز پيدايش خود نيز همين حالت را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2201
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٠١