تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2179

مساهمون:

ص٢١٧٩
كارگزاران بنىاميه ، براى وصول ماليات از موالى كه قانون اسلام آنها را از پرداخت آن معاف كرده بود ، انواع و اقسام ظلمها و شكنجه‌ها را اختراع كردند . يك نمونه از ستمكارى آنها كه دربارهء موالى فقير آفريقا اعمال مىشد ، اين بود كه هركس نمىتوانست ماليات پرداخت كند ، زن و فرزند و برادرش را از او مىگرفتند و در بازار برده‌فروشى مىفروختند و به حساب بدهى مالياتى او مىگذاشتند . هدف عمال و كارگزاران اموى تنها اين نبود كه ثروتى انبوه در جيب زمامداران ريخته شود ، بلكه آنها براى خودشان نيز به پيروى از شاهان ، ثروتهاى بيكرانى جمع كرده بودند . يكى از اين عمال ، امية بن عبدالملك است كه به عبدالملك بن مروان نوشت : « ماليات خراسان حتى براى آشپزخانهء من كافى نيست ! » نمونه اين عبارات ، در ميان كارگزاران بنىاميه ، زياد گفته مىشد : « عراق ، باغ قريش است . هر چه بخواهيم از آن بهره‌بردارى مىكنيم و هرچه را بخواهيم رها مىسازيم . شما مردم ، خزانهء ما هستيد ! » و . . . كارگزاران اموى ، با غارت اموال مردم ، ثروتى فراوان اندوختند و كاملًا سير شدند . شبها در اين فكر بودند كه راههاى تازه‌اى براى مكيدن آخرين قطرات خون ملت بيابند . . . آنها مردم را مجبور مىكردند كه از انواع و اقسام درآمدها و دسترنجهاى خود به مناسبتهاى گوناگونى هدايايى به آنها تقديم كنند . عمال درجه دوم و درجه سوم نيز در غارتگرى و ثروت‌اندوزى همين راه را مىپيمودند و براى اين هدف از هر وسيله‌اى بهره مىبردند . يكى از اين وسايل عجيب ، در نمونه زير آمده است :