را به عدل و مساوات فرمان مىداد ، رعايت نمىشد ، زيرا هيچ يك از مبانى آن به سود عرب نبود ، و فكر قوميت عربى را تقويت نمىكرد . نخستين دليلى كه اين سياست غارتگرانه و غاصبانه را براى شما روشن مىسازد ، اين است كه خلفا ، كارگزارانى بىحيثيت و سنگدل را كه تبهكارى در خرد و جانشان كاملًا ريشه كرده بود ، بر مردم مسلط ساختند . آنها مىتوانستند مردم را همچون گوسفندان ، به قربانگاه بفرستند ، زيادبن ابيه ، يكى از نمونههاى كارگزاران خونخوار امويان است كه از سوى معاويه ، بر عراق تسلط يافت . پسرش عبيداللَّه حاكم عراق ، از جانب يزيد نمونهاى ديگر و حجاج بن يوسف عامل عبدالملك و پسرش وليد حاكم عراق نمونهاى ديگر است . برادر حجاج ، محمدبن يوسف از طرف آنان بر يمن حكومت مىكرد . خالد قسرى از جانب هشام بر عراق حكم مىراند . پسر او يزيد است . يزيد بن ابومسلم ، عامل يزيد بن عبدالملك ، بر آفريقا حكومت مىكرد و . . .
خلفا دست كارگزاران خود را در غارتگرى باز مىگذاشتند . اينان بر موالى و عرب و اهل ذمه و مسلمانان سخت مىگرفتند . البته در اين ميان گرفتارى موالى ، سختتر و ترسناكتر بود . خلفا ، عمالى را كه سختگيرتر و خونخوارتر بودند ، تشويق مىكردند ، و به فرزندان خود سفارش آنها را مىنمودند . اگر بعضى از عمال ، پيشنهاد مىكردند كه نسبت به مردم بيچاره تخفيفى بدهند تا از گرسنگى نميرند ، آنها را توبيخ مىكردند . چنان كه سليمان بن عبدالملك از يكى از كارگزاران خود كه تقاضا كرد ، تخفيف مختصرى دربارهء موالى داده شود ، گفت : « احلب الدّر فاذا انقطع فاحلبالدم ! » ( نخست شير آنها را بدوش ، و وقتى شيرشان تمام شد ، خون آنها را بدوش . )
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2176
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٧٦