اين تعصب ، زمامداران را واداشت كه احاديثى در تأييد برترى عرب بر موالى بسازند ؛ تا توانستند احاديثى دروغ و باطل به پيامبر ( ص ) نسبت دادند . در حالى كه او فرموده بود : « الناس سواسيه كاسنان المشط » ( مردم همچون دندانههاى شانه با هم برابرند . )
تعصب ضد عجمى و جعل احاديثى در تاييد آن ، بهطور عمده از سياست شوم امويان ناشى شده است كه نخست آتش تعصب قبيلهاى را شعلهور ساختند و خود را از قبايل ديگر غيرقرشى برتر دانستند و سپس تعصب عربى را درباره نوعربان اعمال كردند ، تا فاتحانه آنها را در استثمار خويش قرار دهند .
اين سياست مصلحتآميز اموى كه عرب را به دستههايى گوناگون متمايز ساخت ، سپس جامعهء عربى را به دو دستهء عرب و موالى تقسيم كرد كه براى انديشه قوميت عربى بسيار زيانآور بود ، زيرا مصالح گروهى از جامعه را فداى مصالح عربها و مصالح موالى و عرب را هم فداى مصالح حكام و قبيلهء اموى كرد . قبايل عرب بايد در ذلت و فلاكت بجنگند و كار كنند و گرسنه باشند ! از اين لحاظ با هم برابر بودند . موالى هم از لحاظ تحمل بدبختىها با آنها مساوى بودند . البته از اين بدبختى ، سهم بيشترى نصيب آنها مىشد . اكنون نمونههايى از سياست مالى و اقتصادى بنىاميه را خاطرنشان مىسازيم تا شمّهاى از ستمهايى كه بر موالى و عرب وارد مىشد و اصولى كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم موالى را با مظالم غيرقابل تحمل اجتماعى ، مواجه مىكرد ، روشن شود .
محور سياست مالى امويان غارت ملت و در اختيار گرفتن تمام منابع درآمد بود . در اين سياست هيچ يك از دستورات اسلام كه مردم
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2175
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٧٥