حسين ( ع ) به اين مضمون نوشت : « از اميرالمؤمنين معاويه به حسين بن على ( ع ) . به من خبر رسيده كه تو با كنيز خود ازدواج كردهاى و دوشيزگان قرشى را كه همشأن تو هستند ، و ما آنها را براى فرزند زاييدن و همسرى لايقتر مىدانيم ، رها كردهاى . نه ملاحظهء حال خود كردى و نه ملاحظهء حال فرزندانت ! » حضرت در پاسخش نوشت :
« مرد مسلمان را جز به خاطر ارتكاب گناه نمىتوان ملامت كرد . اين سرزنش براى زمان جاهليت خوب بود ، نه براى دوران اسلام . والسلام . »
عرب تنها به موالى به چشم حقارت نگاه نمىكرد ، بلكه كينه و نفرت خاصى نسبت به آنها نشان مىداد . ابن سعد روايت كرده است كه شعبى و صالحبن مسلم وارد مسجدى شدند كه حماد و اصحابش - كه همگى از موالى بودند و غوغا و سروصدايى داشتند در آنجا نشسته بودند . شعبى گفت : « به خدا قسم اينها اين مسجد را آن چنان مورد نفرت من قرار دادهاند كه ارزش آن در نظر من از زبالهدان خانهام پايينتر است . »
بهترين شاهد تنفر آنها نسبت به موالى ، اين است كه وقتى معصب بن زبير لشكريان مختار را شكست داد ، به او پيشنهاد كردند موالى را بكشد و ديگران را آزاد كند . بعضى از مورخين غربى در اين باره گفتهاند : « بدون ترديد پيشنهاد قتل موالى و آزادى زندانيان عرب ، دليل اين است كه صفت مشخصهء اعراب در اين زمان ، تعصب قومى است و اين مطلبى است كه تمام مأخذ اصلى عربى آن را تأييد مىكنند . » « 1 »
هامش
( 1 ) الموالى فى عصر الاموى ، ص 38 - 39 به نقل از طبقات ابن سعد و طبرى