تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2172

مساهمون:

ص٢١٧٢
ازدواج مىنمود و حاكم از ازدواج آنها آگاه مىشد ، فوراً زن را از جانب شوهر طلاق مىداد . نظير اين قضيه براى اعراب بنىسليم در روحاء اتفاق افتاد . آنها به روحاء آمدند و يكى از دختران خود را به ازدواج يكى از موالى خود درآوردند . محمدبن بشير خارجى اين خبر را به اطلاع والى مدينه رسانيد . وى آنها را از هم جدا كرد و شوهر را دويست تازيانه زد و سر و ريش و ابروانش را تراشيد ! محمدبن بشير در وصف اين عمل غيرانسانى و رفتار والى چنين مىگويد : « به سنت و دادگرى حكم كردى . تو حكومت را از جاى دورى به ميراث نبرده‌اى . كيفر آن آزاد شده گستاخ ، دويست ضربه تازيانه و تراشيدن ابروان و ريش است . » بعضى از سران عرب ، هرگاه مىشنيدند كه يك يا چند تن از موالى كشته شده‌اند ، مىگفتند : سگى يا سگهايى كشته شده‌اند ! اعراب مىگفتند : سه كس نماز را قطع مىكنند : خر ، آزاد شده و سگ ! سپس براى اهانت به موالى سخنان زشت ركيكى به زبان مىآوردند . امويان با رفتار و سخنان خود ، مردم را به اين باور رسانده بودند كه موالى براى خدمتگذارى خلق شده‌اند ، نه براى كارى ديگر ! مىگويند : عربى با يكى از موالى براى حضور نزد ابن عامر ، حاكم عراق رفتند . مولا به او گفت : « خداوند امثال ترا در ميان ما زياد نكند ! » عرب به او گفت : « خداوند امثال ترا در ميان ما زياد كند ! » گفتند : او ترا به بدى دعا مىكند و تو او را دعاى خير مىنمايى ؟ ! گفت : آرى . آنها راهها را براى ما هموار مىكنند و كفش ما را مىدوزند و لباس ما را مىبافند !