تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2171

مساهمون:

ص٢١٧١
در نبردهايى كه موالى در كنار عربها مىجنگيدند ، اسبها ويژه اعراب بود و موالى بايد پياده بجنگند . اين كار به اين معنى است كه آنها حتى در بحبوحهء پيكار و در نبردى كه در دفاع از منافع قوم عرب صورت مىگرفت ، نمىخواستند با موالى برابرى داشته باشند ؛ ترجيح مىدادند كه موالى كشته شوند ، امّا عربى مجروح نشود و آسيب نبيند . در بسيارى از جنگها تنها پيادگان كه همه از موالى بودند ، كشته مىشدند در حالى كه اكثر سواره نظام از مرگ نجات مىيافتند . و آنها هم عرب بودند ! مؤلف عقدالفريد مىگويد : عرب در زمان بنىاميه ، موالى را به اسم و لقب صدا مىكردند نه با كنيه . با آنها راه نمىرفتند و بر سر يك سفره غذا نمىخوردند ، اگر عرب و موالى بر سر يك سفره حاضر مىشدند ، موالى ناچار بودند همچون خدمتگزاران سرپا باشند ؛ هرگز زنى را كه از موالى بود ، از خود يا پدر يا برادرش خواستگارى نمىكردند ، بلكه او را از عربى خواستگارى مىكردند كه صاحب ولاى او بود . هرگاه دخترى از موالى بىاجازهء ارباب سابقش ازدواج مىكرد ، عقد زناشويى را فسخ مىكردند ! عرب مىتوانست با دختران موالى ازدواج كند ، ولى موالى حق نداشتند با دختران عرب ازدواج كنند . جاحظ روايت كرده است كه خالد بن صفوان زنى از آزادشدگان خود را به عقد مردى از آزادشدگان خود درآورد و چنين گفت : نام خداوند برتر از اين است كه به خاطر ازدواج اين دو سگ ، بُرده شود ! ما اين زن بدكار را به همسرى بدكارزاده‌اى درآورديم ! هرگاه آزاد شده‌اى جرأت پيدا مىكرد و با يك دوشيزه عرب